|
(استرس در محيطكار)
مديريت روابط انساني
عليرضا سعيدي
مقدمه
در سالهاي اخير، برخي از سازمانهاي توليدي و خدماتي خارجي (ژاپن ، سنگاپور،كره جنوبي ، آلمان ، مالزي ، لهستان ، بلژيك ، آمريكا، نروژ و...) و داخلي (رادياتور ايران ،ايران تاير، كارخانجات صنام ، صنايع الكتريك ايران و...) اقدام به اجراي نظام مديريت مشاركتي كرده اند. در مواردي كه مديران ارشد پشتيبان اين امر بودند همراه با موفقيت بوده ازجمله افزايش كيفيت ، صرفه جويي ، كاهش هزينه ، افزايش سودآوري ، از همه مهمتر كاهش و ابستگي را به دنبال داشته است .
نظام مديريت مشاركتي
تعريف : مجموع گردش كار و عملياتي كه همه كاركنان و اعضاي يك سازمان را درجهت پيشبرد تصميم گيريهاي مربوط به آن دخالت مي دهد و شريك مي سازد. توصيه و تاكيداصلي اين نوع مديريت براساس همكاري و مشاركت علاقه مندانه و داوطلبانه عموم افراداست و درنظر دارد انديشه ها، نظريات و ابتكارات آنها را درحل مشكلات و مسائل سازمان به كار گيرد. بنابراين : مديريت مشاركتي را مي توان در چند جمله زير خلاصه كرد:
جمع آوري اطلاعات ازطريق بسيج نمودن انديشه ها;
شكوفا كردن استعدادها و خلاقيتها;
كسب رضايت روحي براي پيشبرد و گسترش اهداف ;
بهبود كيفيت ;
افزايش بازدهي و كاهش هزينه ;
توليد و ارائه خدمات با كيفيت مرغوبتر.
اهداف نظام مديريت مشاركتي
كاهش ضايعات و بهبود كيفيت ازطريق :
1 - ايجاد محيط مناسب براي مديريت سازمان ، همچنين ايجاد انگيزه مادي و معنوي دركاركنان براي ابراز خلاقيتهاي نهفته ذهني ; 2 - ارتقا كارايي كاركنان ; 3 - افزايش رشداقتصادي و سودآوري آن ; 4 - تقويت روحيه افراد;
5 - كاهش تنشها; 6 - تقويت احساس داشتن نقش موثر در پيشبرد اهداف ; 7 - برقراري ارتباط موثر و سازنده بين رده هاي مختلف ; 8 - افزايش تحرك و كارايي ; 9 - بهبود رفتارشخصي افراد سازمان ; 10 - تبديل من به ما.
ايجاد انگيزه و احساس مسئوليت ، ايجاد رقابت سالم ، برقراري الفت و محبت دربين كاركنان و مديران از ديگر دستاوردهاي اين نظام بوده است . پياده سازي اين نظام در اين سازمانها باعث افزايش چشمگير بازدهي و بهره وري شده و بعضي از اين موسسات توليدات خود را در اندك زماني تاحد استانداردهاي بين المللي نيز بالا برده اند.
بديهي است هركدام از سازمانها شيوه خاصي را باتوجه به اوضاع حاكم بر سازمان خود، دنبال مي كنند به نظر مي رسد، مهمترين و اساسي ترين راه براي رسيدن به نظام مديريت مشاركتي بررسي ابعاد گوناگون مسائل روحي و رواني (استرس ) كاركنان است .
استرس
فشار عصبي كه به اصطلاح استرس ناميده مي شود به وضعي گفته مي شود كه در آن بر عواطف و هيجانها و فرايندهاي انديشيدن و حالتهاي بدني انسان كشش و سنگيني وارد مي آيد. هنگامي كه فشار عصبي از اندازه بيرون باشد توانايي انسان در سازگاري باپيرامون درخطر مي افتد. <فشار عصبي > يك عبارت كلي است كه همه گونه فشاري را كه انسان در زندگي احساس مي كند دربرمي گيرد. در دنياي كنوني استرس به عنوان يكي ازآفات نيروي انساني شناخته شده است . اثرات مخرب استرس بر زندگي فردي واجتماعي كاملا مشهود بوده و كاركنان يكي از آسيب پذيرترين قشرها دربرابر استرس هستند، هرچند كاربرد واژه استرس در روانپزشكي سابقه طولاني دارد ولي در سالهاي اخير استفاده از آن در روانشناسي مديريت و رفتار سازماني نيز متداول گرديده و به سبب رايج بودن آن در زندگي اجتماعي افراد، بخشي از مباحث سازماني به استرس اختصاص يافته است . ارتقا بهداشت رواني محيط كار به عنوان يكي از مهمترين ابعاد توسعه وبهسازي منابع انساني در سازمانها در چند دهه اخير توجه محققان زيادي را در ايران وكشورهاي خارج به خود جلب كرده است .
استرس كاركنان در محيط كار
آدمي براي آنكه به طرز بهنجاري به كار و كوشش بپردازد بايستي كمي استرس احساس كند. برانگيختگي هيجاني ملايم آدمها را در جريان اجراي كاري كه برعهده دارندهوشيار نگه مي دارد. آدمي هنگام روبرو شدن با استرس به آن دسته از الگوهاي رفتاري روي مي آورد كه پيش از آن برايش كارايي نداشته است . به عنوان مثال ، يك آدم محتاطممكن است محتاطتر هم بشود و سرانجام به كلي كناره بگيرد و يك آدم پرخاشگر ممكن است كنترل خود را از دست بدهد و بي مهابا همه چيز را در هم بكوبد. اعتقاد بر اين است كه بيماريهايي مانند حساسيتها، سردردهاي ميگرني ، فشار خون ، ناراحتيهاي قلبي ،زخمهاي گوارشي با فشار هيجاني ارتباط دارند. عموم مردم بيشتر وقت مفيد خود را درمحيط كار مي گذرانند به همين دليل شرايط محيط كار اهميت بسياري در تامين سلامت جسماني و رواني آنها دارد و به اختصار برخي از عوامل كه تاثير زيادي در ايجاد استرس ناشي از كار دارند در ذيل ذكر گرديده است :
شرايط كاري ; تراكم كاري ; ابهام نقش ;
تعارض شغلي ; مسئوليت ; روابط با مافوق ; روابط با زيردستان ; روابط باهمكاران ; عدم امنيت شغلي .
شرايط كاري
عواملي چون شرايط نامطلوب كاري ، تندكاركردن ، تلاش طاقت فرساي فيزيكي ،ساعات بسياري را در محيط كار گذراندن و پركاري مفرط، موجب اختلال در سلامت رواني مي شود. كار خسته كننده و تكراري و محيط نامطلوب فيزيكي و رواني ازجمله :سروكار داشتن با افراد تندخو و همكاران پرخاشگر علاوه بر اختلال سلامت رواني موجب كاهش سلامت جسماني نيز مي شود اين افراد زودتر و بيشتر از افراد ديگر به بيماري مبتلا مي شوند و ديرتر بهبود مي يابند.
تراكم كاري
بعضي افراد زماني كه خيلي نزديك با ديگران كار مي كنند احساس ناراحتي مي كننددر حالي كه اگر عده اي در كنار بقيه كار نكنند احساس تنهايي مي كنند. درهر حالت تراكم كاري (مثبت يا منفي ) مي تواند باعث ايجاد استرس گردد.
ابهام نقش
اگر شخص اطلاع كافي از شغل و كاري كه به عهده گرفته نداشته باشد بدين معني كه اهداف كاري وي چنانچه بايد و شايد واضح و صريح نباشد و او نتواند با اين اهداف وانتظارات خود، همكاران و مسئوليتهاي محوله ارتباط درستي برقرار سازد، اين حالت موجب بروز افسردگي ، كاهش اعتماد به نفس ، عدم احساس رضايت از وضع زندگي ،عدم رضايت شغلي و كاهش انگيزه شغلي مي شود.
تعارض شغلي
اگر شخص در محيط كار خود با وظايف يا نيازهايي مواجه شود كه واقعا علاقه اي نسبت به انجام آنها نداشته و يا اينكه قبلا تصوري از انجام آن كارها در ذهن نداشته باشد.متداولترين مورد در اين زمينه هنگامي ديده مي شود كه فرد بين دو گروه مختلف كه دوخواست و دو هدف متفاوت دارند واقع شود و به دو سو كشيده شود و يا در شرايطي قرار گيرد كه بين خواسته ها و انتظاراتي كه از و مي رود تعارض وجود داشته باشد. افرادي كه به مشاغل اداري و تخصصي اشتغال دارند بيشتر از بقيه در معرض اين فشارها قرارداشته و آسيب پذيرترند.
مسئوليت
موجب استرس است و به نحو چشمگيري به افسردگي ، اضطراب و روانپريشي منجر مي شود. هرچه ميزان مسئوليت فرد در مقابل ديگران بيشتر شود وي بايد دقت وزمان بيشتري را در واكنش و برخورد با سايرين صرف كند و درنتيجه استرس نيز بيشترخواهدشد. مسئوليت افراد به ميزان قابل توجهي با سيگاركشيدن ، فشارخون و ميزان كلسترول خون در ارتباط است . خطر ابتلا به بيماريهاي مختلف جسماني و رواني به افرادي كه مسئوليتي را درقبال اشيا برعهده دارند به مراتب كمتر است .
روابط با مافوق
در شرايطي كه كاركنان رئيس خود را فردي با فكر و ملاحظه كار احساس مي كنندروابط دوستانه اي ايجاد مي شود كه براساس اعتماد متقابل ، احترام و صميميت بوده ،موجب عدم بروز استرس بر كاركنان خواهدشد. كاركناني كه احساس كنند رئيس مراعات آنها را نمي كند و نسبت به منافع آنها بي تفاوت است تحت استرس بوده و بيشتر درمعرض اختلال رواني هستند.
روابط با زيردستان
دعوت به تقسيم كار و مشاركت مي تواند در برخي از مديران موجب بروز استرس ازجمله احساس تنفر و اضطراب گردد. برخي از عوامل در بروز اين پديده سهيم هستند كه مهمترين آنها عبارتند از:
1 - ناهماهنگي و ناهمساني توانائيهاي فردي با توقعاتي كه از او مي رود;
2 - ممكن است وي در معرض تعارض رواني قرار گيرد مثلا در جزيي ترين كارها دخالت كند و هم انتظار مشاركت و تقسيم كار داشته باشد;
3 - ممكن است زيردستان و افرادي كه او رياست آنها را عهده دار است از همكاري ومشاركت در امور خودداري كنند.
روابط با همكاران
نبودن روابط خوب بين همكاران عامل اساسي و محور بي اعتمادي ، عدم صميميت و رقابت ناسالم يكي از عوامل مهم موجد استرس است . روابط خوب و سالم مي تواندعلاوه بر سلامت رواني باعث تعادل ميزان كورتيزول (هورمون مهم بدن كه نقش اساسي در تسريع بهبود آسيب ديدگي دارد) كاهش فشار خون و ميزان مصرف دخانيات گردد.
عدم امنيت شغلي
در شرايط فعلي دنيا هيچ شغلي دائمي نيست و حفظ شغل و بقا آن بستگي به ميزان فعاليت خود فرد دارد ولي عدم آگاهي از اين موضوع موجب ترس از كنار گذاشته شدن (لغو يا اتمام قرارداد موقت ) و بازنشستگي يكي از فشارهاي رواني است . چنين حالتي موجب مي شود فرد قبل از آنكه به طور طبيعي از كار بازنشسته شود احساس فرسودگي وكسالت روحي كند. ترس از تنزل مقام يا كنار گذاشته شدن در افرادي كه مي دانند به مدارج بالا و بالاترين سطح پيشرفت در كار خود رسيده اند بسيار شديدتر است . اين افراد به پركاري مي پردازند تا همچنان خود را در اوج نگه دارند و درعين حال مي كوشند عدم احساس امنيت شغلي را مخفي كنند و بدين ترتيب بيش از پيش درمعرض استرس قرارمي گيرند.
نشانه هاي استرس شغلي
نشانه هاي رواني ، نشانه هاي جسماني و نشانه هاي رفتاري .
نشانه هاي رواني : نارضايتي - افسردگي - اضطراب - ملامت - احساس ناكامي - انزوا وبيزاري
نشانه هاي جسماني : مشكل تر مي توان تشخيص داد مانند: سردرد، بيماريهاي قلبي وعروقي و انواع آلرژيها، اختلال درخواب و ناراحتيهاي تنفسي را مي توان نام برد.
نشانه هاي رفتاري : كه خود بر دو نوع است : نشانه هاي رفتاري فردي مانند خودداري ازكاركردن ، مصرف روزافزون دارو، پرخوري و يا بي اشتهايي ، رفتار ستيزه جويانه در برابرخانواده . به طوركلي نشانه هاي رفتاري پيامدش به سازمان يا تشكيلات اداري برمي گرددازجمله غيبت از كار، رهاكردن شغل ، افزايش حوادث ناشي از كار و فقدان بهره وري .
به طور خلاصه ، استرس شغلي را مي توان باتوجه به نشانه هايي كه در فرد ظاهرمي شوند زخم معده - خلق وخوي افسرده يا دشمني و عنادورزي مشاهده كرد وهمچنين استرس را مي توان با ملاحظه عملكرد فرد در محيط كار مانند غيبت از كار يا ازدست دادن بهره وري تشخيص داد.
عوامل استرس شغلي در محيط كار
عبارتند از: ويژگيهاي نقش ، شغل ، روابط كاري ، ساختار و جو سازماني .
چگونه با شناخت عوامل خاص محيط كار كه موجب استرس شغلي مي شوندمي توان مداخلاتي به منظور پيشگيري يا كاهش استرس شغلي صورت داد؟
در اين باره پژوهشگران بويژه با استفاده از نظريه نقش سعي كرده اند مسائل مربوط به استرس را شناسايي كنند و دريابند كه فشارهاي ناشي از نقش تاچه اندازه در پديد آمدن استرس شغلي تاثير دارند. بنابراين در نتيجه اين پژوهشها چهار نوع ويژگي براي نقش برشمرده اند: 1 - ابهام نقش 2 - كمباري نقش 3 - گرانباري نقش 4 - ناسازگاري نقش
1 - ابهام نقش : اگر فرد نداند كه چه انتظاري از وي براي انجام شغلش دارند منجر به استرس شغلي خواهدشد.
2 - كمباري نقش : وضعيتي كه در آن از مهارتهاي شخص به طوركامل و تمام استفاده نمي شود. به طور كلي مي توان گفت كه كمباري نقش زماني ناخوشايند است كه توان كاركنان بيش از آن باشد كه براي شغل محول به آنها لازم است .
3 - گرانباري نقش : به اين معني كه اگر فرد نتواند از پس انجام كاري كه بخشي از شغل معين اوست برآيد دچار استرس خواهدشد.
4 - ناسازگاري نقش : نقش زماني رخ مي دهد كه فرد مجبور مي شود تن به مجموعه اي ازالزامهاي شغلي با پذيرش مجموعه ديگري از الزامهاي شغلي مغاير و يا به كل ناممكن بدهد. مانند پزشكي كه از او خواسته مي شود دست به روش درماني بزند كه ازنظر اومغاير با اخلاق پزشكي است يا از حسابدار شركتي خواسته شود حسابهاي خلاف واقع درست كند يا به اصطلاح حساب سازي كند تا مالياتي را كه به شركت تعلق مي گيردكاهش دهد.
ويژگيهاي شغل
ويژگيهاي شغل نيز ازجمله عاملهاي ديگري هستند كه ممكن است منجر به استرس شغلي شوند. نتايج به دست آمده از تحقيقات و بررسيها گوياي آن است كه جنبه هاي معيني از محيط كار در استرس شغلي نقش دارند. اين ويژگيها چهار دسته گوناگون راتشكيل مي دهند كه به طور خلاصه عبارتند از: 1 - آهنگ كار 2 - تكرار كار 3 - نوبتكاري و ويژگيهايي مربوط به وظيفه
1 - آهنگ كار: از عاملهايي كه همواره در مشكلهاي مرتبط با استرس دخالت دارنددست كم سه عامل از آهنگ كار ناشي مي شوند: عامل اول فقدان ناآشكار كنترل ، عامل دوم تعداد دفعات تكرار كار است .
سومين فشار يا باركاري است كه فرد شاغل در رابطه با آهنگ كار احساس مي كند.كارگراني كه با آهنگي كار مي كنند كه آكنده از فشار يا بسيار پرزحمت است به احتمال بيش از همه درمعرض استرس كار قرار مي گيرند.
2 - تكرار كار: يعني تعداد دفعات تكرار در كار يكي از ويژگيهاي شغل است كه مي تواندعامل موثري در استرس شغلي باشد. هرچه شغل معين تكراري تر باشد به احتمال بيشتري در پيدايش استرس نقش دارد.
3 - نوبتكاري : كار در ساعتهايي خارج از ساعات معمولي كار روزانه ، عامل ديگري است كه منجر به استرس شغلي مي شود. نوبتكاري ممكن است موجب گردد كه فرد شاغل دستخوش فشارهاي ناشي از زندگي خانوادگي شود مثلا شخص نتواند از عهده مراقبت از فرزندان و همسر خود برآيد و يا مشكلهاي زناشويي بروز كنند و يا جداافتادن از جامعه (قطع رابطه با دوستاني كه در روز كار مي كنند و محروم ماندن از كارهاي گروهي اجتماعي و فعاليتهاي باشگاهي ) يكي ديگر از عوامل نوبتكاري است .
ويژگيهاي مربوط به وظيفه
گوناگوني : تعداد وظيفه هاي گوناگوني كه ممكن است براي يك شغل تعيين شوند.
آزادي عمل (خودمختاري ): مقدار اختياري كه شاغل در تصميم گيري براي انجام شغل خود دارد.
كنش متقابل لازم : تعداد ارتباطهاي چهره به چهره اي كه براي انجام وظايف لازم اند.
كنش متقابل اختياري : تعداد ارتباطهاي رودررويي كه به طور خود خواسته صورت مي گيرند.
دانش و مهارت لازم : ميزان دانسته ها يا آمادگي ذهني كه براي انجام دادن شغل لازم است .
مسئوليت : سطح پاسخگويي كه براي انجام وظيفه لازم است .
روابط كاري ميان فردي
كيفيت روابط كاركنان در محيط كار، همواره رابطه موثري با استرس شغلي دارد كه دربررسيها سه نوع روابط ديده شده است :
روابط با همكاران ; روابط درون گروههاي كاري ; روابط با سرپرستان و رهبران .
راهها و روشهاي مديريت منابع انساني
مجموعه اي ديگر از عاملهاي نهفته استرس در محيط كار به شيوه هاي كار در مديريت منابع انساني بستگي پيدا مي كند. امروزه وظيفه منابع انساني در بسياري از سازمانهادربردارنده اموري است مانند آموزش - رشد توسعه شغلي ، برنامه ريزي پيگيرانه - حقوق و مزايا - بركناري از شغل و كارهاي رفاهي و مسائل گوناگون ديگر.
ورود به محيط كار
هنگامي كه فردي به محيط كار تازه اي وارد مي شود بيش از هر زمان ديگر آمادگي براي استرس دارد. بويژه از آن رو كه تازه واردان درمي يابند كه آنچه در ذهن خود نسبت به چگونگي يك محيط كار مي پنداشتند با آن آنچه در واقعيت مي بينند تفاوت دارد.
عوامل بالقوه استرس در ورود به محيط كار عبارتند از:
ابهام ; بي تكليفي ; نگراني از شكل گيري نوعي هويت سازماني ; يادگيري طرزبرخورد با مديران و همكاران .
ارزيابي
اگر در محيط كار ارزيابي به صورت كمي و اعداد صورت نپذيرد كاركنان دستخوش استرس خواهند شد. به طورمثال براي معرفي كارگر نمونه بايستي فرمهاي مخصوص تهيه گردد تا مثلا با نموداري نحوه حضور غياب ، اخلاق سازماني ، تلاش و... در آن سنجيده وكارگر نمونه معرفي گردد. ولي اين ارزيابي اگر به صورت كيفي باشد شايد غرضهاي شخصي يا يك اشتباه و ندانم كاري سرنوشت فردي را دگرگون كرده و موجبات استرس ودلسردي را فراهم سازد. يا در معاينات استخدامي و ادواري شركت يك پزشك عمومي نمي تواند نظريه كارشناسي قطعي درمورد مسائل روحي - رواني كاركنان يا مغز و قلب وچشم و... كه لازمه مدارك بالاتر تخصصي را دارند بدهد، ولي مي تواند با معرفي به متخصصان ذيربط با استناد به مدارك ارائه شده نظر دهد ولي اگر غير از آن باشد هرچنداشتباه غيرعمدي باشد موجبات استرس را فراهم كرده است .
بازخورد عملكرد
يكي ديگر از حوزه هايي كه استرس شغلي باز هم با مديريت منابع انساني بستگي پيدا مي كند، بازخورد عملكرد است . دريافت بازخورد مي تواند عملكرد و انگيزه راتقويت كند، و به همين قياس ، فقدان بازخورد ممكن است عامل بالقوه اي براي استرس شغلي باشد.
رابطه بين استرس شغلي و بازخورد عملكرد
1 - فرم ارزشيابي : به كارگيري نوعي فرم ارزشيابي كه نمونه هاي رفتاري روشني ازعملكرد را نشان نداده ، بلكه دربردارنده نوعي ارزيابي ابتكارعمل باشد.
2 - فراواني : هرچه فرد بازخورد مستقيم را به دفعات كمتر دريافت كند به احتمال بيشتردستخوش استرس مي شود.
پاداشها
پاداشي كه براي انجام كار به كاركنان داده مي شود اگر بي مورد و نابجا باشد حقي دربين كاركنان محسوب مي شود كه قطع كردن آن نيز عامل بالقوه ديگري است كه ممكن است آنها را دستخوش استرس كند.
تعهد
اگر مدير يا سرپرستي به قول و تعهد خود درقبال زيردست عمل نكند و همچنين برعكس اگر همين كار توسط زيردست صورت گيرد موجب استرس در فرد مقابل شده وباعث دلسردي و كارشكني خواهدشد.
تبعيض
اگر موسسه اي بين كاركنان تبعيض قايل شد و دليل محكم و قانع كننده اي براي آن نداشت حتما دربين كاركنان اختلافاتي به وجود خواهدآمد كه استرس زائيده آن است .لازم است اطلاعاتي در اين مورد به كاركنان داده شود تا استرسي كاذب به وجود نيايد.چرا كه تعيين كننده حقوق در اين نوع موسسات ، ميزان نحوه و كيفيت تلاش كاركنان است .
انتقالهاي شغل و حرفه
اجبار به تغيير يا انتقال از هر نوعي كه ممكن است استرس زا باشد. چرخش شغل اداره ممكن است فرد را در معرض استرس قرار دهد زيرا در او احساس ناپايداري وناتواني پديد مي آورد و از خواستهاي كاري ناشناخته مي ترساند.
ترك كار
موردخاصي از انتقال يا گذر شغلي هنگامي پيش مي آيد كه شاغل محيط كارش راترك مي كند. در اين هنگام است كه چندين عامل استرس زا بروز مي كنند و فرد را به خطرمي اندازد.
فناوري و خصيصه هاي مادي
در رابطه با متغيرهاي مادي ، استرس زماني رخ مي دهد كه حداقل شرايط زيستي وايمني جسماني حفظ نشده باشد. خصيصه هاي مادي كار را كه بالقوه استرس زا هستنداغلب به عنوان محركهاي استرس كاري معرفي كرده اند. زيرا اين محركها اغلب درمحيطهاي كاري مشاهده مي شوند كه كاركنانشان كارگرند.
عوامل مادي استرس در محيط كار
نور:
نور ناكافي در كارگاه ;
تابش شديد و خيره كننده نور در آزمايشگاه .
سروصدا:
قرارگرفتن مداوم درمعرض سروصداي ماشين آلات ;
شرايط خاص رواني در شركت ;
مزاحمت صداهاي بلند در اداره .
دما
سرماي شديد در بناهاي باز و بي در و پيكر;
قرار گرفتن طولاني در معرض گرما در كارخانه هاي توليدي ;
نوسان در دماي فضاي اداره .
ارتعاش و حركت :
تجهيزات عملياتي (مانند مته ضربه اي );
راندمان ماشينهايي مانند چنگك بالابر.
هواي آلوده :
تنفس گازها و دودهاي سمي در آزمايشگاه فرآوري ;
قرارگرفتن پوست بدن در معرض عامل بيماري زا در كارخانه هاي شيميايي ;
قرارگرفتن در معرض پرتوهاي راديو اكتيو به هنگام حادثه در كارخانه هاي انرژي اتمي .
(البته درتمامي كارخانجات وسايل و لباس ايمني به كاركنان تحويل گرديده اين كاركنان هستند كه بايستي با درنظر گرفتن سلامتي خويش و مسائل اقتصادي و بهداشت كارخانه از آنها استفاده كنند، چرا درصورت عدم استفاده عواقبي همچون استرس درپي خواهدداشت ).
عاملهاي آرگونوميك :
كار تنظيم شده ماشيني در خط توليد;
بار كاري زياد بر ماهيچه ها در محوطه الوار و چوب ;
فشار شديد حسي از صفحه فرمان كابين خلبان هواپيما.
ارتباط خانه و محل كار
باتوجه به تحقيقات روانشناسي ، درعمل مشاهده شد. كه در جامعه كنوني كه بامشكل اقتصادي روبروست ارتباط بين خانه و كار را بيشتر به هم نزديك كرده و اين رابطه يك رابطه مستقيم است . تحقيقات نشان مي دهد اگر كارگري در خانه با مشكلي روبروباشد بي شك آن را با خود به محيط كار خواهدآورد و برعكس اگر در محيط كار با مشكلي روبرو شد بي شك آن را با خود به محيط خانه خواهدبود. در اينجا بايد پرسيد:
1 - اگر ارتباط ميان خانه و كار به كلي قطع شود آيا مشكل كاركنان كاهش خواهديافت ؟
2 - اگر ارتباط كار و خانه بيشتر باشد آيا مشكل كاركنان كاهش خواهديافت ؟
در پاسخ به سوال اول مي توان گفت : برخلاف جوامع غربي در جامعه ما كه داراي احساسات ظريف و مردمي است ، اين كار عملي نيست .
اما در رابطه با جواب سوال دوم مي توان گفت كه اگر مشكل اقتصادي خانواده برطرف شود، كارگر بدون استرس و با روحيه عالي و پرنشاط در سر كار حاضر مي شود وديگر موقع كار به فكر اجاره خانه ، خريد خانه ، خريد وسايل ضروري خانه و هزار مساله گفته شده يا نشده ديگر نخواهد افتاد.
شايد بزرگترين هزينه اي كه بر اثر استرس شغلي پديد مي آيد و محاسبه آن نيز از همه دشوارتر است ، خسارت هايي است كه درنتيجه اشتباه كاركناني رخ مي دهد كه به كارهاي حساسي اشتغال دارند. مثلا فردي كه شغلش كنترل و پيش بيني جريانهاي هواشناسي است ، ممكن است با يك اشتباه ساده ، خسارتهاي جبران ناپذيري به زندگي مردم واردكند.
بسياري از حوادث ضمن كار ممكن است بر اثر استرسهاي شغلي اتفاق افتند. به طورتقريب محاسبه كرده اند كه هرسال در ايالات متحده بيش از دو ميليون كارگر بر اثرحادثه هاي ناشي از كار دچار آسيبهاي معلوليت زا مي شوند، و همين طور هر سال 15000نفر در حادثه هاي ناشي از كار جان خود را از دست مي دهند.
زيان ديگري كه چندان هم به چشم نمي آيد، اما جبران ناپذيرتر از بقيه بوده و متوجه زندگي انسانهاست ، آثار و بازتاب استرسهاي شغلي است كه موجب خراب شدن روابطافراد بويژه همسران مي شود. استرس شغلي مشكلي است كه ابعاد اقتصادي باورنكردني دارد و شايان توجه بسيار است . به همين دليل بسياري از شركتها با تمهيداتي به نام برنامه هاي كمك به كاركنان (EAP) كوشيده اند به طور جدي با استرس شغلي مقابله كنند.
در دهه اخير، موضوع فشار عصبي و آثار آن در سازمان موردتوجه بسيار قرارگرفته ويكي از مباحث اصلي رفتار سازماني را به خود اختصاص داده است . علي رغم اين نظر كه فشارهاي عصبي مفيد نيز وجود دارد و مقداري از فشارهاي عصبي براي ايجاد تحرك وتلاش در انسان ضروري است ، زماني كه بحث فشار عصبي مطرح شود بيشتر به عوارض و ضايعات آن توجه شده و فشار عصبي مضر مدنظر قرار مي گيرد. به هرحال فشار عصبي حاد نيروي انساني سازمان را ضايع مي كند و پايه هاي سازمان را متزلزل مي سازد.بدين ترتيب است كه فشار عصبي در سازمان همچون آفتي ، نيروها را تحليل مي برد وفعاليتها را عقيم مي سازد. از ميان نشانه هاي عمومي استرس موارد زير ازجمله بي اشتهايي يا اشتهاي زياد، بي خوابي يا خواب بيش از اندازه ، دردهاي مداوم ، خلاء ذهني واحساسي ، استرس در محيط كار، درگيري با كارفرما، ترس از شكست ، برنامه هاي كاري فشرده ، نبودن امكانات كافي و رابطه استرس با ميزان انجام كار آشكارتر است . شناسايي عوامل استرس زاي كاركنان و يافتن راهبردهايي درجهت پيشگيري و رفع اين عوامل بسيار حائزاهميت است .
نتيجه گيري
در اين مقاله بسياري از جنبه هاي گوناگون شغل را بررسي كرديم بويژه عاملها يامتغيرهايي كه به محيط كار بستگي دارد. اين عوامل دامنه پهناوري را دربرمي گيرند. از فردشاغل گرفته تا محيط بي واسطه كار و حتي كل سازمان و در ابعاد گسترده تر اقتصاد ملي ،اما بسياري از اين عوامل را مي توان با مداخله موثر تغيير داد.
حال باتوجه به بحثهايي كه صورت پذيرفت پيشنهاد مي گردد تا نظام مديريت مشاركتي از طريق تدوين سيستمي درقالب سيستم ارائه پيشنهادات در محيط شركتهاپياده گردد. ازطريق :
الف ) آشناكردن افراد خانواده با محيط كار از طريق بازديد با برنامه هاي جنبي (به طور مثال يكي از شركتهاي معتبر تركيه به نام شركت CEMTAS اعلام كرده كه يك خانواده بزرگ است . به طوري كه پرسنل را تشويق به ارتباط بيشتر در مناسبات و جشنهاي ملي و ميهني مي كند. همچنين علاقه مند ايجاد رابطه فاميلي بين پرسنل است . در روز ملي درخت كاري هر ساله كليه پرسنل به همراه مديريت ارشد و عالي شركت در اين جشن شركت كرده واقدام به نهال كاري مي كنند، به گونه اي كه براي هر سال كاري يك منطقه درختكاري شده به صورت مجزا با قيد شماره سال مشخص شده است . ضمنا در برخي از روزهاي سال كليه افراد به همراه خانواده هايشان در ضيافتهاي شام و مسافرتهاي دسته جمعي شركت مي كنند).
ب ) تشويق افراد خانواده ، خصوصا خود كاركنان براي ارائه پيشنهادات و انتقادات
ج ) ارج نهادن به پيشنهادات و انتقادات دريافتي هرچند بي مورد
د) حفظ ارتباط في مابين .
منابع
- كتاب استرس شغلي ، نويسنده رندال آراس - اليزابت ام التماير، ترجمه غلامرضاخواجه پور
- نشريه هاي آموزشي شركت ساپكو
- مطالعات متفرقه شخصي از منابع و كتابهاي شركت توليدي پيستون ايران
|
راهكارهاي عملي كاهش استرس در مديران و كاركنان |
|
دكتر ايرج سلطاني |
|
سازمانها بايد ميزان تحمل كاركنان خود را بالا ببرند تا آنها بتوانند عوامل مختلف را خنثي كرده و كمتر با تنش روبرو شوند.
افزايش توان تحمل كاركنان در مقابل تنشهاي شغلي موجب صرفه جويي در وقت، و بهره وري فردي و سازماني مي شود.
استرس به مجموعه واكنشهاي عمومي انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پيش بيني نشده داخلي و خارجي اطلاق مي گردد.
استرس عارضه اي است كه طي يك فرآيند سازماني در سه مرحله واكنش آگاهي دهنده، مقاومت و فرسودگي در افراد شكل مي گيرد.
براي مقابله بااسترس ابتدا بايد زمينه هاي استرس زا را شناسايي و سپس راهكارهاي مناسب را به كار گرفت.
مديران مي توانند با به كارگيري راهكارهاي عملي در راستاي سالم سازي محيط كار و ارتقاي بهداشت رواني سازمان حركت كنند.
چكيده
انسانهاي سازماني در عصر حاضر با عوامل مختلف درون و برون سازماني روبرو شده و دائماً شخصيت و جسم و روان آنها تحت عوامل مختلف قرارگرفته و به تدريج فرسوده مي شوند. فرسودگي جسمي و تنشهايي كه بر جسم انسان سازماني وارد مي شود مشخص بوده و به راحتي قابل تشخيص و درمان است ولي تنشهايي كه به روح و روان انسانهاي سازماني وارد مي شود قابل مشاهده نبوده و به راحتي نيز قابل سنجش و درمان نيست و بدين لحاظ آثار نامطلوبي در فرسودگي نيروي انساني پرورش يافته سازماني دارد. در اين خصوص سازمانها بايستي ميزان تحمل كاركنان خود را بالا برده تا آنها بتوانند تاثير عوامل مختلف را خنثي كرده و كمتر با تنش روبرو شوند. افزايش توان تحمل كاركنان در مقابل تنشهاي شغلي و سازماني مــوجب صــرفه جويي در وقت، نيرو و انرژي كـاركنان شده و بهره وري فردي و سازماني را به دنبال دارد. براين اساس و با عنايت به اهميت توجه به تنش سازماني در اين مقاله كه عمدتاً مبتني بر تجارب عملي نگارنده است سعي بر آن است كه مفهوم استرس، نشانه هاي استرس، مراحل استرس، عوامل استرس تبيين وراهكارهايي در دو مقوله به شرح زير براي مقابله با استرس ارائه شود.
الف : راههاي مقابله با استرس هاي شخصي و فردي كه متاثر از محيط بيرون سازمان است.
ب : راههاي مقابله با استرس هاي سازماني كه متاثر از محيط داخل سازمان است.
مفهوم استرس
استرس فرســودگــي بدني يا عاطفي است كه براثر مسائل و مشكلات واقعي يا ذهني پديد مي آيد. در تعريف ديگري استرس به مجموعه واكنشهاي عمومي انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پيش بيني نشده داخلي و خارجي اطلاق مي گردد؛ بدين گونه كه هرگاه تعادل داخلي يا خارجي از ميان برود، استرس پديد مي آيد. دكتر هانس سلي HANS SELVE يكي از پيشتازان پژوهش در زمينه استرس، استرس را به عنوان پاسخ نامشخص بدن به هرگونه تقاضا ناميده است. وي مفهوم حالت سازگاري عمومي را ابداع كرد. حالت سازگاري عمومي پاسخ خود به خودي به هرگونه تهديد بدني يا احساسي نسبت به سلامت يك ارگانيسم است (1). فشار رواني (STRESS) تجربه اي است همگاني و عمومي كه هركس به كرات آن را در زندگي خود احساس كرده است، برخلاف تصور، فشار رواني هميشه شامل حوادث ناخوشاينــد نيست بلكه مي تواند محصول موفقيتهايي خوشايند و مطلوبي نيز باشد كه سازگاري مجددي را در فرد مطالبه مي كند. به عبارت ديگر شايد نكته اصلي در موقعيتهاي تنش زا نياز به انطباق و سازگاري مجددي است كه براي فرد ضرورت پيدا مي كند. استرس را مي توان از دو جنبه مورد بررسي قرار داد: يكي تقاضاهاي محيطي و ديگري تقاضاهاي فردي، زماني كه موقعيت محيطي و اوضاع و احوال و شرايط شغلي فرد را بسازد اين موقعيتها تامين كننده خواسته ها و توقعات فرد نبوده و باعث گردد كه فرد واكنشهايي غيرمعمولي را در خود تجربه كند حالت به وجود آمده را فشار رواني ناشي از شغل مي نامند (2).
مراحل استرس^:
استرس پديده و يا عارضه اي است كه طي يك فرآيند سازماني در افراد شكل مي گيرد. فرايند استرس طي سه مرحله شامل مرحله واكنش آگاهي دهنده، مرحله مقاومت و مرحله فرسودگي (3) شكل مي گيرد.
نشانه هاي استرس:
در بررسي تاثيرات استرس بر عملكرد و بهـره وري مديران بيمارستانها و مترون هاي پرستاري انجام شده نتايج نشان داده كه استرس مـوجب از بيـن رفتــن تمركـز فكر جهت تصميم گيري موثر و كاهش كيفيت كار آنها شده است (4) نشانه ها و آثار استرس براي همه يكسان نيست واين به خاطر اين است كه واكنش افراد در برابر عوامل استرس زا با يكديگر متفاوت است. مطالعه كوپر و پاگليوني نشان مي دهد كه تجربه فشاررواني نتيجه يك تعامل بين منابع مختلف فشار و فرد است. مدل ساختاري پيشنهادي اين مولفان بيانگر اين است كه تمامي افراد يك موقعيت واحد را استرس زا تصور نمي كنند و اختلافات فردي آنان از شخصيتي و تجارب زندگي پاسخ آنان را به فشار رواني تحت الشعاع خود قرار مي دهد (5).
عوامل استرس زا در سازمانهاي صنعتي و توليدي
در يـك تقسيــم بندي عوامل استرس زا را مي توان به ترتيب زير عنوان كرد:
! عوامل اقتصادي شامل تورم، عدم امنيت اقتصادي، ترس از فقر و بيكاري، مشكلات مادي براي تشكيل خانواده و...؛
! عوامل فرهنگي شامل: كم رنگ شدن ارزشهاي علمي، ادبي و هنري و حاكميت فرهنگهاي زر و زور و در نتيجه فقدان احساس آرامش دروني، مهاجرتهاي اجباري از وطن خود و در نتيجه ادراك بيماري غربت؛
! عوامل اداري شامل فقدان تامين شغل، حاكميت روابط بر ضوابط ، بوروكراسي سردرگم، فقدان مكانيسم هاي كنترل و ارزشيابي؛
! عوامل سياسي شامل: نامشخص بودن مشاركت فرد در تعيين سرنوشت خود، عدم احساس امنيت درباره جان و مال و معتقدات، احساس فشار در زمينه هاي آزادي و استقلال كشور(6). عوامل ذكرشده گرچه درست و منطقي است ولي دامنه آن گسترده است. آنچه در اين مقاله بيشتر مورد توجه است عوامل استرس زا در سازمان است.
راههاي مقابله بااسترس
براي مقابله بااسترس ابتدا بايستي عوامل و زمينه هاي استرس زا شناسايي تا راه كارهاي متناسب باآنها به كار گرفته و عوامل استرس زا تعديل شوند. استرس در سازمان اثرات نامطلوبي بر كميت و كيفيت كار كاركنان برجاي مي گذارد و عوامل و ريشه هاي استرس سازمانها تنها در سازمان نيست بلكه عوامل استرس زاي برون سازماني مختلفي وجود دارند كه شخص را با تنش و استرس روبرو مي سازد. به اين ترتيب فرد با استرس وارد سازمان شده و از طرف ديگر عوامل سازماني استرس فرد را افزايش مي دهد. براين اساس براي مقابله منطقي و پايدار بااسترس بايستي مقابله با استرس را به دو مقوله اساسي تقسيم و براي هر مقوله راهكارهاي عملي مناسبي را به كار گرفت:
! راههاي مقابله با استرس هاي شخصي و فردي كه متاثر از محيط بيرون سازمان است در اين راستا جهت جلوگيري از اتلاف وقت و استفاده موثر و جمع بندي شده از راهكارهاي فردي مقابله با استرس خلاصه راهكارهاي موثر در كاهش استرس در الگوي شماره 1 نشان داده شده اســت (7).
! راههاي مقابله با استرس در محيط كار كه به صورت جمع بندي شده و خلاصه مجموعه راهكارهاي مقابله با استرس در محيطهاي صنعتي و توليدي را مي توان در الگوي شماره 2 نشان داد.
نتيجه گيري
باتوجه به مطالب گفته شده در مورد استرس و مــراحل آن، نشانه هاي استرس، عوامل استرس زا، مديران و كاركنان در سازمانهاي صنعتي و توليدي مي توانند باآگاهي ميزان تحمل خود از سطح استرس پذيري خود آگاه و با به كارگيري راهكارهاي عملي در جهت افزايش قدرت تحمل و فشارپذيري فردي و سازماني خود گام برداشته واز اين بابت در راستاي سالم سازي محيط و ارتقاي بهداشت رواني سازمان حركت كنند تا انرژيهايي كه ناخواسته صرف تنشهاي سازماني مي گردد در جهت ارتقاي كميت و كيفيت و تحقق مسئوليتهاي اجتماعي سازمان به كار گرفته شود. 1
منابع و مآخذ
- ا1مين ا... علوي، فشارهاي عصبي و رواني درسازمـــان (استـرس)، مجله مديريت دولتي شماره
20، بهار 1372، ص 34.
2 - حميد آتش پور و عباس شفتي، شغل و فشار رواني، مجله فولاد، شماره 10، دي ماه 74، ص 36.
3 - امين ا... علوي، فشارهاي عصبي و رواني در سازمان، ص 35.
4 - پــوران، رئيسي، تاثير استرس بر عملكرد و بهره وري مديران بيمارستانها و مترون هاي پرستاري، شيوه هاي عملي ارتقاي بهره وري نيروي انساني، تهران: مركز آموزش مديريت دولتي، 1375، ص 332.
5 - ديويد، دبليو، ريز، فشار رواني ناشي از كار در كارمندان خدمات بهداشتي، مجله تازه هاي مديريت، شماره 15 ص 23.
6 - حسين، باهر، تنش و مديريت پيشگيري، مجله مديريت دولتي، شماره 33 و 34، ص 10.
7 - در تهيه مدل از مطالب منبع زير استفاده شده است:
سيد حسين ابطحي و سيدمهدي الواني، پژوهش پيرامون فشارهاي عصبي مديران بخش صنعت در كشور، فصلنامه مطالعات مديريت، دانشكده حسابداري و مديريت دانشگاه علامه طباطبايي، شماره 5، ص 35-26.
! ايرج سلطاني: دكتري مديريت آموزشي، مدرس دوره هاي كارشناسي ارشد، رئيس امور كاركنان و مدير مركز خدمات مشاوره اي شركت فولاد مباركه |
|
|
فرسودگي شغلي در موسسات صنعتي و توليدي
از: دكتر ايرج سلطاني و عباس روحاني
چكيده در سالهاي اخير، روان شناسان نسبت به مطالعه و تحقيق درباب پديده اي به نام فرسودگي شغلي علاقه مند شده و پژوهشهاي متعددي را در اين زمينه انجام داده اند.فرسودگي كاري در حقيقت آن نوع از فرسودگي رواني است كه با فشارهاي رواني يااسترسهاي مربوطه به شغل و محيط كار توام گشته است . اين اختلال درميان انواع مشاغل مددرسان و ياري دهنده نظير مشاوران ، معلمان ، مددكاران اجتماعي ، پزشكان ،پليس ، پرستاران و مواردي از اين قبيل مشاهده شده و با محركهاي تنش زايي مانند داشتن مراجعان بيش ازحد در يك زمان ، نداشتن وقت كافي و فقدان حمايت يا قدرداني مرتبطاست . باتوجه به اهميت فرسودگي شغلي در اين مقاله سعي بر آن است پديده فرسودگي شغلي تبيين و سپس مراحل ابتلا به آن مشخص شود. آنگاه در زمينه پيامدهاي روان شناختي و سازماني فرسودگي شغلي بحث و در پايان آزموني به منظور سنجش واندازه گيري اين پديده معرفي خواهدشد.
مفهوم فرسودگي شغلي استفاده فني و تخصصي از واژه فرسودگي كاري "BURNOUT" در اصل به فريدنبرگر، يعني كسي كه اولين مطالب را در سال1974 در باب اين مفهوم به رشته تحريردرآورد، برمي گردد. فرسودگي كاري اساسا ناشي از استرس شغلي است . فشارهاي عصبي و رواني كه به اصطلاح استرس ناميده مي شوند در زندگي روزانه ما به وفور مشاهده مي شوند. به طوركلي تعاريف متعددي از استرس به عمل آمده است . براي مثال : "وقتي فرد در شرايط و اوضاع احوالي قرار گيرد كه تحت فشار واقع شود، يا احساس ناراحت كننده اي به او دست دهد، عصبي باشد، احساس ناكامي و تنش كند يا در تعارض و بلاتكليفي باشد، مي گوييم تحت فشار رواني است ". "ساعتچي 1370" يا "استرس يافشار رواني واقعه يا رويدادي است كه ازنظر روان شناسي داراي خصوصيات تهاجمي است و مي تواند پيامدهاي عضوي به دنبال داشته باشد". "ملك پور 1376" موارد استرس كه در زندگي روزانه و زندگي اداري و شغلي افراد پديد مي آيند عمدتاشامل ناكامي "FRUSTRATION"، اضطراب "ANXIETY" و كشمكشهاي دروني "CONFLICT" است كه هركدام از آنها به موانع و مشكلات گوناگوني برمي گردند"علوي ، امين ا...، 1371". در سازمانها عوامل مختلفي توليد استرس مي كنند كه عمده ترين آنها عبارتند از: نوع شغل ، اصولا برخي از مشاغل نسبت به سايرين استرس زاترند مانند مدير توليد،كتابداري ، پزشكان اتاق عمل ، آتش نشان ، خلبان هواپيما، مشاور، تدريس در دانشگاه وغيره . تعارض در نقش ; سردرگمي در نقش ; فشاركاري بيش ازحد; فقدان حمايت اجتماعي ; تغييرات سازماني . به هرحال امروزه در بسياري از سازمانها، فشارهاي عصبي و رواني به درجات گوناگوني وجود دارد. همانگونه كه اشاره شد يكي از پيامدهاي فوري استرس و فشارهاي رواني ، پديده فرسودگي شغلي است . اين پديده مدتهاست به عنوان موضوع موردمطالعه روان شناسان و ساير متخصصان علوم رفتاري قرار گرفته است . فرسودگي كاري عبارت است از يك فرايند روان شناختي كه تحت شرايط استرس شغلي شديد حادث مي شود و خود را به صورت فرسودگي عاطفي مسخ شخصيت "DEPERSONALIZATION" و كاهش انگيزه ، پيشرفت و ترقي نشان مي دهد "گيبسون ،ايوان سوئيچ ، دانلي ،1994". اولين آسيب فرسودگي كاري عبارت از رنج بردن از فرسودگي بدني "PHYSICAL EXHAUSTION" است . افرادي كه از اين عارضه رنج مي برند، اصولا داراي انرژي كم وداراي احساس خستگي بيش ازحد هستند. به علاوه اينكه مبتلايان برخي از نشانه هاي فشار بدني "PHYSICAL STRAIN" نظير سردرد، تهوع ، كم خوابي و تغييراتي در عادات غذايي را به طور فراوان گزارش مي دهند. دومين زيان فرسودگي شغلي اين است كه افرادمبتلا به فرسودگي عاطفي را نيز تجربه مي كنند. افسردگي "DEPRESSION"، احساس درماندگي ، احساس عدم كارآيي در شغل خود و مواردي از اين قبيل ، همگي نمونه هايي از فرسودگي شغلي هستند. وجود نگرشهاي منفي نسبت به خود، شغل ، سازمان و به طوركلي نسبت به زندگي نشانگر فرسودگيهاي نگرشي هستند و نهايتا اينكه اغلب مبتلايان احساس پايين بودن پيشرفت و ترقي شخصي را گزارش مي دهند. درمجموع ، فرسودگي شغلي را مي توان به عنوان يك سندرم فرسودگي عاطفي ، فيزيكي و ذهني كه توام با احساس پايين بودن عزت نفس ، احساس پايين بودن خود - ارزشمندي و ناشي از حضور استرسهاي شديد وطولاني مدت تعريف كرد "بارون و گيرين برگ ، 1990". اجزاء و مولفه هاي اين سندرم در شكل 1 به وضوح نشان داده شده اند.
شكل 1: اجزاء فرسودگي شغلي فرسودگي شغلي
علل پيدايش فرسودگي شغلي عامل اصلي و اوليه ايجاد فرسودگي كاري عبارت است از اينكه شخص در مدت طولاني تحت فشارهاي رواني و عصبي شديد باشد. اما در اينجا بايد اين نكته را متذكرگرديد كه علاوه بر عامل مذكور متغيرها و عوامل ديگري نيز در اين رابطه نقش اساسي بازي مي كنند. براي مثال برخي از شرايط كاري از قبيل اينكه فرد احساس كند تلاشهاي اوبي فايده است و در سازمان فردي ناكارآمد و بي تاثير است به نظر مي رسد در ايجادفرسودگي كاري سهم عمده و مهمي را دارند. تحت چنين شرايطي ، شخص احساس ضعف و پايين بودن پيشرفت فردي مي كند و قطعا اين احساس خود بخش عمده اي ازفرسودگي كاري محسوب مي شود به همين ترتيب ، فرصتهاي كم براي ارتقا و وجودقوانين و مقررات خشك و دست وپاگير در نظام يك سازمان در پرورش اين پديده موثرند. طبق تحقيقات صاحبنظران علوم رفتاري ، يكي از مهمترين عوامل مولد فرسودگي شغلي در سازمان ، سبك رهبري خاصي است كه توسط سرپرستان سازمان اتخاذمي شود. در اين زمينه درمجموع تحقيقات حكايت از اين دارند كاركناني كه با سرپرستان داراي ملاحظه كاري كم ، كار مي كنند "براي مثال ، پايين بودن رفاه و آسايش كاركنان وپايين بودن روابط دوستانه و گرم بين سرپرستان و پرسنل " نسبت به افرادي كه رابطه صميمانه تري را با سرپرستان خود دارند، بيشتر در معرض ابتلا به فرسودگي شغلي قراردارند. لازم به توضيح است كه سبك ملاحظه كاري تقريبا هم معناي مهارتها و نظرات مكتب روابط انساني است . براساس ديدگاههاي كارشناسان رفتار سازماني ، رفتارملاحظه كارانه شامل كارهايي از قبيل مشاوره ، گوش فرادادن و پيشنهادهاي ياري دهنده به اعضاي سازمان مي شود. به هرحال وجود سبك ملاحظه كاري معقول در سازمان دركاهش فرسودگي كاري مي تواند موثر واقع شود "شلتزرو نامروف ، 1988". از بين متغيرهاي ديگري كه با فرسودگي شغلي هستند مي توان به وضعيت تاهل افراداشاره كرد. تحقيقات حكايت از اين دارند كه موارد كمتري از فرسودگي شغلي در بين اشخاص متاهل نسبت به افراد مجرد گزارش شده است "بارون و گرين برگ 1990". دليل احتمالي اين امر نيز شايد به وجود روابط عاطفي گرم ، حمايتهاي اجتماعي و مواردي ازاين قبيل دربين افراد متاهل برگردد. به طوركلي علل عمده فرسودگي شغلي را مي توان به طور مجمل در شكل شماره 2 نشان داد.
شكل 2 - برخي از علل اصلي فرسودگي كاري
اثرات عمده فرسودگي شغلي 1 - كاهش عملكرد است كه در آن فرد نمي تواند از تمام و قسمت اعظم توان ، استعداد وانرژي جسمي و رواني خود براي انجام كار استفاده كند. 2 - تلاش براي يافتن مشاغل و حرفه هاي جديد، در مطالعه اي كه توسط جكسون ،اسكاپ و اسكالر "1986" بر روي صدها معلم صورت گرفت ، مشخص گرديد كه معلمان در معرض فرسودگي كاري به دنبال شغل و حرفه ديگري هستند. همچنين همانگونه كه انتظار مي رفت ، معلماني كه درجه فرسودگي شغلي شان بالاتر بود بيشتر به دنبال مشاغل ديگر و تغيير كار خود بودند. 3 - اغلب قربانيان سندرم فرسودگي شغلي درواقع از لحاظ روان شناختي حالت كناره گيري "WITHDRAW" پيشه مي كنند و تا زمان بازنشستگي دچار چنين وضعيتي خواهندبود. 4 - افرادي كه از سندرم فرسودگي كاري رنج مي برند ممكن است در جستجوي مشاغل و نقشهاي اداري و اجرايي باشند.
رابطه فرسودگي شغلي و ويژگيهاي شخصيتي درحالي كه برخي از محققان به دنبال بررسي رابطه سندرم فرسودگي كاري و فشاررواني هستند. برخي ديگر درپي يافتن ويژگيهاي شخصيتي با علائم مشخص اين سندرم هستند. مطالعات نشان مي دهد افرادي كه از لحاظ عاطفي دچار فرسودگي شغلي مي شوند،اغلب كمال طلبند و به طور افراطي درگير كار و شغلشان هستند و از طرفي اهداف غيرواقعي را براي خود مجسم مي كنند "ايوانز، پالسان و كارير، 1987". همين پژوهشگران اشاره دارند كه بين الگوي رفتاري نوع A و علائم فرسودگي شغلي ارتباطوجود دارد. لازم به توضيح است كه افراد داراي ويژگيهاي رفتاري نوع A در بسياري ازمواقع به اين ترتيب عمل مي كنند: وقتي محدوديت زماني وجود نداشته باشد، بيشتر تلاش مي كنند; امتيازات تحصيلي بيشتري به دست مي آورند; اهداف تحصيلي بالاتري انتخاب مي كنند; تا سرحد توان كار مي كنند; كمتر اظهار خستگي مي كنند; تكليف مدار |"TASK-ORIENTED"هستند; به فوريتهاي زماني حساسيت دارند; رقابت جو و اهل پيشرفت اند; تلاش مي كنند بطور همزمان چند كار انجام دهند و هميشه در انجام كارهاي مختلف شتابزده عمل مي كنند; رفتارهاي خشونت آميز و پرخاشجويانه دارند; دائما درحال حركت و تحرك هستند. به هرحال پرداختن افراطي و شديد به فعاليتهاي مربوطه به شغل و اهداف غيرواقعي و دست نيافتني را در رابطه با كار خويش دنبال كردن به گفته بسياري از محققان اولين علائم و مراحل هشداردهنده فرسودگي شغلي است .
راههاي بهبود فرسودگي كاري به طور كلي مدارك و اسناد تحقيقاتي درزمينه اينكه آيا فرسودگي شغلي بازگشت پذيراست يا خير؟ گوياي اين حقيقت است كه فرسودگيهاي بدني و رواني را مي توان از دامان قربانيان سندرم مزبور پاك كرد. البته راههاي مقابله با سندرم فرسودگي كاري متعددهستند اما عمده ترين آنها فهرست وار عبارتند از: 1 - كاهش و ازبين بردن استرسهاي موجود در محيط كار. اين مسئله به عنوان اولين قدم براي بهبودي سندرم فرسودگي شغلي به حساب مي آيد. ازآنجايي كه وجود استرسهاي شغلي در پيدايش اين سندرم نقش كليدي و اساسي را بازي مي كنند لذا رفع اينگونه فشارهاي رواني به بهبود سندرم فوق كمك شايان توجهي مي كند; 2 - افرادي كه از فرسودگي شغلي رنج مي برند نياز مضاعف و دوچنداني به حمايتهاي خانواده ، دوستان و همكاران دارند. به ديگر سخن ، حمايتهاي روحي و عاطفي از اين دسته افراد در بهبوديشان نقش مهمي را دارد; 3 - ارائه خدمات مشاوره اي نيز سهم عمده اي را در اصلاح سندرم فرسودگي كاري دارد.تغيير نگرشهاي منفي مبتلايان و دميدن روح عزت نفس و خود ارزشمندي در آنها درواقع از نيازهاي ايشان محسوب مي شود; 4 - تغيير شرايط كاري نامساعد و نامطلوب . در پايان بحث درمان اشاره به اين نكته نيز ضروريست كه هرگونه اقدام و فعاليتي به منظور ازبين بردن علائم و نشانه هاي فرسودگي كاري در كاركنان و مديران سازمانهادرحقيقت ، قدمي به سوي افزايش بهره وري است . از آنجايي كه مبتلايان به سندرم فرسودگي كاري قبل از ابتلا افرادي پركار و داراي جديت بسيار زياد در انجام وظايف محوله بوده اند، بنابراين برگرداندن آنها به وضع و حال اوليه شان ، سازمانها را در دستيابي به اهدافشان كمك مي كند.
اندازه گيري فرسودگي شغلي استفاده فني از مفهوم فرسودگي كاري در اصل به فريدنبرگر برمي گردد. مجموعه فعاليتهاي او باعث شد اولين پرسشنامه ارزيابي ميزان فرسودگي شغلي در سال 1981توسط مسلاك و جكسون تدوين شود. اين محققان ابراز داشتند كه فرسودگي شغلي نتيجه و پيامد استرس طولاني و بلندمدت است كه خود باعث فرسودگي عاطفي ،دگرسان بيني خود يا مسخ شخصيت و فقدان احساس ترقي و پيشرفت در فرد مي گردد. فرم 18 سوالي اين مقياس ارائه مي گردد. لازم به ذكر است كه18 سوال مذكور توسطمسلاك تدوين يافته اند براي پاسخگويي به سوالهاي شغل شما به عنوان ملاك و منبع بايددرنظر گرفته شود. گزينه هاي مربوط به هر سوال عبارتند از: 1 - مواقع اندكي در طول ماه 2 - هر ماه 3 - مواقع اندكي در طول ماه 4 - هرهفته 5 - مواقع اندكي در طول هفته 6 - هر روز
نتيجه و تحليل آزمون : 1 - سوالهاي 1 تا 4 درجه مسخ شخصيت رامي سنجد و وضعيت پاسخگويي در اين عامل به شرح زير است : الف " نمره 2/99-1 پايين نمره 4/99-3 متوسط و بالاخره نمره 5 به بالا نشاندهنده مسخ شخصيت بالا در فرد است . 2 - پرسشهاي 5 تا 11 به اندازه گيري احساس پيشرفت و ترقي شخصي در فردمي پردازند و وضعيت فرد در اين عامل نيز به قرار زير است : الف " نمره 5 به بالا نشاندهنده اين است كه فرد از لحاظ احساس ترقي و پيشرفت شخصي درحد ضعيف و پاييني است . ب " نمره 4/99-3 بيانگر وضع متوسط ج "نمره 99/2-1نشاندهنده وضعيت خوب وبالاست . 3 - و بالاخره اينكه سوالهاي 12 تا 18 ميزان فرسودگي عاطفي را مي سنجد كه وضع فردبر روي اين عامل نيز در زير نشان داده شده است : الف - 2/99-1 پايين ب - /4/99-3 متوسط ج - 5 به بالا نيز فرسودگي عاطفي بالا 18 سوال اين پرسشنامه عبارتند از: الف - 1" مواقع اندكي در طول سال 2" هرماه 3" مواقع اندكي در طول ماه 4" هرهفته 5" مواقع اندكي در هفته 6" هر روز
نتيجه گيري افرادي كه به طور طولاني مدت در معرض استرسهاي شديد هستند، امكان دارد مبتلابه فرسودگي كاري شوند. اين پديده سندرمي است كه شامل فرسودگي فيزيكي عاطفي ورواني است و توام با احساس شديد پايين بودن پيشرفت شخصي در فرد است ، بدين معني كه افراد درگير با اين مساله احساس مي كنند هيچگونه پيشرفت و ترقي در زندگي حرفه اي و شخصي خويش ندارند. در محيطهاي صنعتي و سازماني عوامل و علل مختلفي را مي توان براي بروز فرسودگي كاري معرفي كرد كه عمده ترين آنها روشي است كه سرپرستان و مديران سازمان به عنوان سبك رهبري و كنترل افراد و سازمان براي خوداتخاذ مي كنند. سازمانها و محيطهاي كاري كه داراي سبك ملاحظه كارانه كمتري هستند،كاركنان خود را بيشتر در معرض ابتلا به پديده فرسودگي شغلي قرار مي دهند. به عبارت ديگر سندرم فرسودگي كاري بيشتر قربانيان خود را از بين سازمانها و موسساتي مي گيردكه رفتارهاي ملاحظه كارانه و گرم و عاطفي كمتري از طرف مديران و روساي آنها سرمي زند. مديران و سرپرستاني كه به طور كاملا خشك و رسمي در سازمان رفتار مي كنند واز فراهم آوردن محيطي آرام ، عاطفي و گرم براي كاركنان خود دريغ مي ورزند، مسلما بايدآگاه باشند كه زيردستان خود را بيشتر به وادي فرسودگي شغلي رهنمون و تلاش كمتري درجهت بهبود بهره وري در سازمان از خود نشان مي دهند. اگرچه برخي از افراد از لحاظشخصيتي و صفات فردي و دروني بيشتر مستعد ابتلا به اين عارضه هستند با اين حال ،فرسودگي شغلي با اتخاذ شيوه ها و تدابير خاصي قابل اصلاح و برگشت پذير است ومي توان تدابيري را جهت درمان آن به كار برد.
|
6 |
5 |
4 |
3 |
2 |
1 |
مولفه يا سوال |
رديف |
|
|
|
|
|
|
|
از روزي كه اين كار را شروع كرده ام نسبت به مردم بياحساس و بي تفاوت شده ام |
1 |
|
|
|
|
|
|
|
من از اين موضوع نگرانم كه اين كار داردمرا بي احساس و سخت دل مي كند |
2 |
|
|
|
|
|
|
|
واقعا" به افرادي كه به كمك و ياري من احتياج دارند، كمك نمي دهم |
3 |
|
|
|
|
|
|
|
احساس مي كنم كساني كه به من احتياج دارند مرا به خاطر برخي مشكلاتشان سرزنش مي كنند |
4 |
|
|
|
|
|
|
|
من به طور موثري بامسائل و مشكلات كساني كه به من احتياج دارند برخورد عملي مي كنم |
5 |
|
|
|
|
|
|
|
من احساس مي كنم به وسيله كارم برزندگي ديگران اثرات مثبت مي گذارم |
6 |
|
|
|
|
|
|
|
من خودم را خيلي پرتوان و باانرژي احساس مي كنم |
7 |
|
|
|
|
|
|
|
من قادرم به سهولت با آناني كه به من احتياج دارند، يك محيط آرامو امني ايجاد كنم |
8 |
|
|
|
|
|
|
|
من بعد ازكاركردن با كساني كه به كمك من احتياج دارند، احساس شادي و نشاط مي كنم |
9 |
|
|
|
|
|
|
|
من در اين كار خيلي چيزهاي شايسته و شايان توجه انجام داده ام |
10 |
|
|
|
|
|
|
|
من درحين كارم بامسائل و مشكلات احساسي خيلي آرام و خونسرد برخورد مي كنم |
11 |
|
|
|
|
|
|
|
من احساس مي كنم اين كار دارد مرا تحليل مي برد |
12 |
|
|
|
|
|
|
|
در پايان كار روزانه ام، حس مي كنم همه قوايم به تحليل رفته است |
13 |
|
|
|
|
|
|
|
دصبح كه ازخواب برمي خيزم احساس خستگي و دلزدگي دارم |
14 |
|
|
|
|
|
|
|
از اين كارم احساس پوچي به من دست مي دهد |
15 |
|
|
|
|
|
|
|
احساس مي كنم كه دركارخود خيلي سخت كوش هستم |
16 |
|
|
|
|
|
|
|
كاركردن مستقيم بامردم خيلي روي من فشار مي آورد |
17 |
|
|
|
|
|
|
|
من احساس مي كنم به آخر خط رسيده ام |
18 |
الف - منابع فارسي 1 - ملك پور، مختار "1376"، مقايسه استرس مادران كودكان عقب مانده ذهني با مادران كودكان ناشنوا و نابينا. مجله دانشكده پزشكي اصفهان . سال پانزدهم شماره 48. 2 - ساعتچي محمود "1370". روانشناسي در كار سازمان و مديريت . مركز آموزش مديريت دولتي . تهران . 3 - علوي ، سيدامين ا... "1371". روانشناسي مديريت و سازمان . تهران مركز آموزش مديريت دولتي .
ب - منابع انگليسي
1- GIBSON, IVANCEVICH, DONNELLY " 1994 ". ORGANIZATION. IRWIN.
2- EVANS, G.W PLASANE, M.N & CARRERS "1987". TYPE A BEHAVIOR AND OCCUPATIONAL STRESS: A CROSS- CULTURAL STUDY OF BLUE - COLLAR WORKERS. JOURNAL OF PERSONALITY AND SOCIAL PSYCHOLOGY VOL,52.
3- BARON, R.A, GREENBERY, Y "1990". BEHAVIOR IN ORGANIZATION. ALLYN AND BACON.THIRD EDITION.
4- SELTZER. Y & NUMEROF, R.E"1988". SUPERVISORY LEADERSHIP AND SUBORDINATE BURNOUT. ACADEMY OF MANAGEMENT JOURNAL VOL26.
5- JACKSON. S.E, SCHWAB, R.L & ACHILER. R.S "1980" TOWARD AN UNDERSTANDING OF BURNOUT PHENOMENON. JOURNAL OF APPLIED PSYCHOLOGY. VOL, 71.
6- KOBASA. S.C "1979". STRESSFUL LIFE EVENTS, PERSONALITY AND HEALTH: AN INQUIRY INTO HARDINESS. JOURNAL OF PERSONALITY AND SOCIAL PSYCHOLOGY. VOL,37.
7- RANDALL. S.SCHULER & ANDREW H.VANDEVEN "1995". THE BLACKWELL ENCYCLOPEDIC DITIONERY OF ORGANIZATIONAL BEHAVIOR. BLACKWELL BUSINESS. ايرج سلطاني : دكتراي مديريت آموزشي ، مدرس دانشگاه و رئيس امور كاركنان شركت فولاد مباركه عباس روحاني : كارشناس ارشد روان شناسي تربيتي و عضو هيات علمي دانشگاه آزادمباركه |
|