تبليغاتX
مدیریت سازمانهای غیر دولتی (NGOs)
مدیریت سازمانهای غیر دولتی (NGOs)

مدیریت سازمانهاي غیر دولتی(NGO)
مریم علی نژاد

من مريم هستم .دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت سازمانهاي غير دولتي (ngo) .دختري از جنس پاك ايران زمين با آرزوي آبادي و سرافرازي هر چه بيشتر آن و سعادت و آرامش براي همه هموطنان عزيزم . اميدوارم با معرفي و همگاني كردن نهادها و سازمانهاي مردم نهاد هر چه زودتر به اين آرزو دست يابيم .
alinejadmaryam@yahoo.com

پیوند ها

وبلاگ داستاني دلباخته تر از تو

وبلاگ طنز قره قروت

سايت بين المللي سازمانهاي غير دولتي

يه سايت خوب براي اطلاعات بيشتر به زبان فارسي

خانه فرهنگ و توسعه پايدار

سايت سازمانهاي غير دولتي

بنياد خيريه رفاه كودك

بنياد خيريه فيروز نيا

گروه خدمات آموزشي پارسيان پژوهش

تلاشی دیگر در بالابردن اطلاعات علمی در زمینه سازمانهای غیر دولتی

تلاش علمي آقاي مهدي يار احمدي در سايت علمي و پربار اثير

گروه فرهنگي اجتماعي كيانا

گروه ( سازمان غيردولتي ) فرهنگي اجتماعي كيانا

سايت جالب مديران با تلاش امين شهنازي

موسسه خيريه انصار علي ولي ا...

سايت سيسي اقتصادي ايران ( فرزندان داريوش)

انجمن تنظيم خانواده (سازمان غيردولتي)

سايت معلولين ايران (سازمان غيردولتي)

سازمان غيردولتي جمعيت كاهش خطرات زلزله ايران

بنياد ملي دموكراسي

مرجع دانش (تقويم كنفرانسها و سمينارهاي داخل ايران)

پرتال بانوان ايران

خانه سازمانهاي غيردولتي استان تهران

وبسايت 541

اخبارسازمانهاي غيردولتي ايران به كوشش آقاي نشاط

مديريت نوين به كوشش آقاي نويد بازماندگان

جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست (به كوشش دوست عزيزم مريم بهزاديان)

انجمن مردم نهاد افراز

حاميان سفر ايمن

مطالب اخير

همایش سازمانهاي غيردولتي توسط شوراي سازمانهاي غيردولتي

خبر مهم!

دعوتنامه

نگاهي به شبكه سازي توسط سازمانهاي غيردولتي

لینک کل گزارش آسیب شناسی سازمانهای غیردولتی مجلس

آسیب‌شناسی سازمان های غیردولتی بررسی شد

سازمانهاي غير دولتي

کارگاه آموزشی

یک توضیح و یک پوزش !

نشست تخصصی دیگر به دعوت دکتر قراچورلوی عزیز

پیوند های روزانه

سايت خبري اومانا

امكانات جانبي

RSS 2.0





Powered by WebGozar

امكانات جانبي

گردآوری شده توسط:
گروه طراحان حرفه ای تم سی تی

WWW.THEME30T.COM

Weblog Theme By BlogSkin

اميد

سلام دوستان عزيزم .

مدتي طولاني است كه نمي توانم وبلاگم را به روز كنم . سعي مي كنم بيشتر مطالب جديد براي وبلاگ بفرستم . راستي در وبلاگ ديگر من هم مي توانيد مطالب جالب و مقالات جديد پيدا كنيد .

Alinejadmaryam.persianblog.com

گفتم اميد ، شما چه احساسي داريد وقتي از اميد مي شنويد . چيزي كه حتي در اوج نااميدي هم در قلب همه ما مي درخشد و اگر ديگر درخشش آنرا در قلبتان نتوانيد احساس كنيد حتما با مرگ فاصله اي نداريد يا از آن عبور كرده ايد . اميد و عشق كلماتي افسانه اي هستند كه در عين ارزشمند بودن ، كمياب مي باشند . فكر اميد را بكنيد در دل خسته كوكي يتيم ، در دل زني تنها و خسته و درمانده كه درد غربت در دلش نشسته و چشمانش به فردايي است كه بتواند كاري مناسب در شان انساني خود بيابد تا نان آور كودكان گرسنه اش باشد . به جرقه اميد بينديشيد در دل زنداني كه بخاطر بدهي پشت ميله زندان بسر ميبرد ، به قطره اشك اميد گوشه چشمان زني كه براي دفاع از ناموسش در شرف اعدام شدن است بينديشيد . به برق اميد كودك كار بينديشيد كه با دستي لرزان جعبه كبريت را جلوي شما گرفته تا بخريد ، اما نگاهش به دست كودك شماست كه دارد با كتاب و كيف مدرسه اش ور ميرود . به ايمد بينديشيد كه اين اميد شماييد در دل خسته هر درمانده اي . امروز من و تو سلامتيم و سرخوش از نعمات الهي ، بيا با همدلي و همياري هم دست كمك دراز كنيم براي تمام آنهايي كه چشم اميدشان به دستان ماست . ديدن برق اميد در چشم انسانهاي ديگر پاداشي است الهي به بندگان خاص و خالص . 

آزاد بينديشد و آزاده باشيد كه رقت قلب انسان و انسانيت به آزادگي است و بس .آزادگان بياييد ما شويم .هدف زندگي درك همينمعناست ما بودن .غم تو غم منو شادي تو شادي منست .هم ميهنم دوستت دارم .

مريم علي نژاد.

یکشنبه سی و یکم تیر 1386 |

سلام

سلام دوستان گلم ، خسته نباشيد ، روز بخير .

نمي دانم چطور با اين وبلاگ آشنا شدي اما اميدوارم آنچه را نياز داري بتواني پيدا كني .راستش اينبار من يك خواهشي دارم اگر مقاله اي مناسب و مرتبط با

NGO

داريد بخصوص مقاله انگليسي برايم به آدرس اينترنتي ام ميل كنيد تا ترجمه آنرا در وبلاگ براي استفاده همه قرار دهم. متشكرم .

اما از سازمانهاي مردم نهاد چه خبر ؟ حقيقتش از زمان دولت نهم رشد و فعاليت جامعه مدني ايران بواسطه ترديد و عدم اعتماد دولت كند و ضعيف شده است . حتي بسياري از سازمانهاي مردم نهاد كوچك رو به زوالند . شايد اين مشكل از ناتواني ما حكايت دارد . ناتواني  ما در ايجاد اعتماد در مردم و دولت .كاش سازمانهاي مردم نهاد كه اميد توسعه و پويايي فرهنگي و اجتماعي و حتي اقتصادي بسياري از انديشمندانند ، بصورت حرفه اي از راهنماييها و مشاوره متخصصان سازمانهاي غير دولتي و مديريتي و حقوق دانان كمك مي گرفتند . ضعف مديران سازمانهاي غير دولتي و خيريه ها در برقراري ارتباط با قشر تحصيل كرده و استفاده از راهنماييهاي آنها به نتيجه اي منجر خواهد شد كه براي بسياري موجب تاسف و تاثر خواهد بود . با استفاده از نيروي تحصيل كرده و بهره گيري از روشهاي مدرن مديريتي و سياستگذاري كه حاضرند بطور رايگان دانش خود را در اختيار بخش مردمي قرار دهند ، مي توان اعتماد و همدلي را در درون جامعه و ميان دولتمردان ايجاد نمود . اميدوارم اين سرمايه اجتماعي ارزشمند مورد توجه مديران سازمانهاي غير دولتي و نهادهاي خيريه قرار گيرد و ما شاهد پيشرفت و دستيابي اين سازمامها در ايران سربلندمان باشيم . فراموش نكنيم شعار نهادهاي مردمي ما شدن است . براي ما شدن برخيزيد ، دستان بسياري در انتظار دستگيري و همدلي ما هستند .

دوستدار همه شما هموطنان عزيز ، مريم علي نژاد .

یکشنبه سی و یکم تیر 1386 |

آموزش ضمن خدمت

آموزش ضمن خدمت

مقدمه :

عصر فعلي ، عصر تغيير و سرعت است .پيشرفتهاي علمي و زندگي مكانيزه شكل و اهداف كاري افراد را تغيير داده است . سازمانها براي بقاي خود همواره سعي دارند تا با بكارگيري فناوريهاي روز و استفاده هر چه بيشتر از علم و دانش مديران و كاركنان خود تهديدات خارج سازماني راتبديل به فرصتهاي چشمگير نمايند . اين هدف با به روز بودن دانش و مهارت مديران و كاركنان اداري و عملياتي سازمان ها با تغييرات و دگرگونيهاي فناوري دور از دسترس نمي باشد . عمده ترين روش ارتقا سطح علمي و مهارتي مديران و كاركنان سازمان آموزش ضمن خدمت مي باشد كه در اين مقاله به اين موضوع و ضرورتها ، اهداف و روشهاي آموزش ضمن خدمت مي پردازيم .

ضرورت آموزش ضمن خدمت :

هدف آموزش توانمندسازي و بهسازي نيروي انساني است كه از طريق تحقق موارد ذيل به اين هدف منتج مي گردد

  1. ايجاد هماهنگي در نحوه انجام كارها و جلوگيري از تداخل وظايف و مسئوليتها و د.وباره كاريها .
  2. شكوفا كردن استعدادهاي نهفته كاركنان و تقويت روحيه و ايجاد ثبات در سازمان .
  3. كاهش در نظارتهاي مستقيم و غير مستقيم .
  4. ايجاد رضايت شغلي و كاهش ميزان تمرد و كشمكش و غيبت و تقليل سطح هزينه ها و حوادث.
  5. تقويت حس وفاداري و ايجاد حس انعطاف پذيري لازم و همبستگي كاركنان نسبت به سازمان .
  6. ايجاد حس اعتبار و ارزش در كاركنان و و ارتقاي سطح زندگي كاركنان بواسطه ارتقاي شغلي آنها .
  7. ايجاد زمينه رشد و موفقيت در امور شغلي ، اجتماعي و زندگي خصوصي افراد .
  8. افزايش كارايي فردي و در نتيجه افزايش اثربخشي سازمان .

در مجموع آموزش ضمن خدمت با تامين دانش و مهارت مورد نياز براي انجام وظايف بصورت كارا و موثر ، منجر به ايجاد حس اعتماد به نفس و خود ارزشي در كاركنان و در نتيجه احساس رضايت شغلي مي گردد ، كه نتيجه آن بهره وري بالاتر و كيفيت كاري بالاتر در سازمان مي باشد . احساس رضايت شغلي و تعلق خاطر كاركنان نسبت به سازمان ، انعطاف پذيري و وفاداري آنها را نسبت به سازمان بيشتر كرده ، غيبت ، جابجايي و تمرد از دستور را به پايين ترين سطح آن مي رساند . از طرفي آموزش ضمن خدمت با توانمند سازي كاركنان منجر به ايجاد سرمايه هاي اجتماعي در جامعه مي گردد ، چرا كه هر كارمند فردي از جامعه مي باشد كه در صورت توانمند سازي ، جزئي از سرمايه هاي اجتماعي مي گردد .

فرايند آموزش نيروي انساني :

فرايند آموزش نيروي انساني عبارتست از تعيين نيازهاي آموزشي ، برنامه ريزي ، اجرا و ارزشيابي آموزش .

زمان مناسب آموزش ضمن خدمت چه زماني است ؟

همواره در سازمان به آموزش جهت توانمند سازي و بهسازي نيروي انساني نياز وجود دارد اما بيشترين نياز در مقاطع زماني زير مي باشد :

  1. تعيين خط مشي هاي پيشرفت درون سازماني .
  2. توجه و اجراي برنامه هاي كيفيت زندگي كاري كاركنان در سازمان .
  3. تيمسازي در سازمان جهت انجام گروهي كارهاي تحصصي و تشكيل كميته هاي راهبردي و تخصصي حل معضل و مشكلات سازمان .
  4. توسعه و تغييرات فرهنگ سازماني در موارد :

                                  أ‌-          استخدام نيروي انساني جديد .

                                ب‌-        تغيير شغل يا سمت در نتيجه انتقال و يا ارتقاي شغلي درون سازماني .

                                ت‌-        تغييرات خود شغل ناشي از فناوري جديد يا بازنگري در شرح وظايف .

                                ث‌-        آشكار شدن نقايص اجراي امور و وظايف در سازمان .

نياز آموزشي چيست ؟

نياز آموزشي فاصله ايست ميان آنچه فرد يا گروه شغلي خاصي بايد بدانند و انجام دهند با آنچه كه در شرايط موجود مي دانند و انجام مي دهند . در حقيقت نياز آموزشي شكاف ميان سطح كنوني و سطح مطلوب توانايي افراد يا سازمان در انجام وظايف و مسئوليتهاي خويش مي باشد .

انواع نيازهاي اموزشي كاركنان :

  1. نيازهاي اموزشي فردي .
  2. نيازهاي آموزشي گروهي .
  3. نيازهاي فوري و ضربتي و يا نيازهاي معمولي و متعارف و غير فوري .
  4. نيازهاي آموزشي كه سازمان مي تواند برطرف كند و يا نيازهايي كه براي بر/اوردن آنها بايد از امكانات موسسات خارج از سازمان مرتفع شوند .

روشهاي تعيين نيازهاي آموزشي :

با توجه به ماهيت سازمان و مراتب شغلي و نوع فناوري مورد استفاده و روش انجام وظايف توسط منابع انساني ، روشي خاص براي تعيين نيازهاي آموزشي مورد استفاده قرار مي گيرد ؛ در اينجا به ذكر دو نمونه برجسته اكتفا مي شود . لازم به ذكر است كه برا ي تعيين نيازهاي آموزشي از تركيب چند روش استفاده مي شود تا بتوان بسته به شرايط و نياز سازمان بهترين برآورد را از نيازهاي آموزشي نيروي انساني بدست آورد .

الف : بارون و گرينبرگ ؛

  1. سوال كردن از مديران .
  2. سوال كردن از پرسنل .
  3. بررسي مسائل سازمان و تعيين هدفهاي رفتاري مورد انتظار از آموزش .

ب : سينگر ؛

  1. تجزيه و تحليل سازمان ؛ از نظر اهداف اصلي و فرعي سازمان ، شرايط درون و برون سازماني ، فناوري مورد استفاده ، برنامه ها و خط مشي هاي كلي و جزئي سازمان و ....
  2. تجزيه و تحليل وظيفه ؛ بررسي شرح وظايف هر شغل ، مهارتها و تخصصهاي مورد نياز شغل و اطلاعات و فناوري مورد استفاده در شغل و ....
  3. تجزيه و تحليل فرد ؛ افراد بر حسب تحصيلات ، ميزان تجربه ، نوع جنسيت و ميزان انتظار ارتقاي شغلي و بهره هوشي و ... متفاوتند و نيازمند نوع خاصي از آموزش و توانمند سازي مي باشند . با دسته بندي كردن افراد بر اساس شاخصهاي مشترك و نيازهاي آموزشي مشابه مي توان علاوه بر صرفه جويي در هزينه آموزش به نتيجه و بازخوردي به مراتب بهتر و حتي درخشان از آموزش دست يافت .

بررسيهاي نياز آموزشي جهت تعيين برنامه آموزشي به سطوح زير دسته بندي مي شود :

الف . بررسيهاي سازماني

  1. تعيين اهداف كوتاه مدت و بلند مدت
  2. تعيين نيازهاي نيروي انساني
  3. ارزيابي روشهاي برگزيده شده در نيازهاي نيروي انساني
  4. برآورد منابع در دسترس
  5. ارزيابي ميزان پشتيباني از آموزش ضمن خدمت در سازمان

ب . بررسيهاي وظيفه اي شغل

  1. تعيين  وظايف
  2. تعيين معيارهاي شغلي
  3. تعيين بهترين رويه هاي انجام امور و وظايف در شغل

پ . بررسيهاي فردي

  1. شناسايي افراديكه با معيارهاي شغلي همخواني ندارند .
  2. شناسايي كبودها و نقايص در اجراي وظايف .
  3. شناسايي علتي شرايط كاركنان ( عوامل انگيزشي ، تواناييهاي فردي كاركنان ، پيش زمينه علمي كاركنان و ... . ).

ت . بررسيهاي آماري

  1. تعيين نيازهاي آموزش ضمن خدمت بر مبناي نتيج حاصل از بررسيهاي آماري گروهي در سازمان .

انواع برنامه هاي آموزش ضمن خدمت :

آموزش ضمن خدمت در محل كار

1.        آموزش در كلاسهاي آموزشي خود سازمان

2.        روش كارآموزي

3.        مربي گري

4.        گردش شغلي

5.        كمكهاي همراه با انجام شغل

آموزش ضمن خدمت خارج از محل خدمت

1.        كنفرانس و سمينار

2.        ارائه مطالب بصورت چند رسانه اي

3.        آموزشهاي برنامه ريزي شده رايانه اي

4.        الگوگيري فرد از خارج سازمان

5.        مطالعات تخصصي خود فرد

6.        ايفاي نقش

7.        روشهاي رفتاري

عوامل مهمي كه بايددر انتخاب و بهبود روشهاي آموزش ضمن خدمت

 مورد توجه قرار گيرند عبارتند از :

الف . اهداف آموزشي كه اهداف سازمان را در بر دارد :

1.        استفاده از اطلاعات

2.        گسترش مهارتها ( ماشين آلات  ، دروني سازي ، حل مشكلات ، تصميم گيري .)

ب . اصول يادگيري

  1. ايجاد انگيزه براي فراگيري : مرتبط ساختن شغل و آموزش
  2. در نظر گرفتن تمهيدات و تداركات كافي
  3. انتخاب ومشاركت كاركنان درتعيين زمان ومحتواي دوره هاي  آموزش                                                   واضح و روشن نمودن اهداف آموزش
  4. تقويت تواناييهاي فردي
  5. بازخورد
  6. فرصت بكارگيري مهارتهاي فرا گرفته شده در ايفاي وظايف شغلي

پ . تسهيل انتقال مطالب آموزشي

  1. همگوني سمت سازماني و وظيفه با مطالب آموزشي
  2. آموزشهاي كوتاه مدت و اجمالي
  3. تعليم مفاهيم وقواعد عمومي
  4. تقويت انتقال مطالب

ت . تفاوتهاي فردي بايد در در نظر گرفته شود

  1. آمادگي يادگيري
  2. انگيزش يادگيري
  3. روش يادگيري دلخواه

ث . صلاحيت مربي ( مربي بايد :)

  1. درباره سازمان آگاهي داشته باشد .
  2. درباره مفاد آموزشي مطلع باشد .
  3. براي تعليم دادن انگيزش كافي داشته باشد .
  4. قواعد يادگيري را بداند .

ج . هزينه

ارزيابي آموزش ضمن خدمت :

معيار ها ( بر مبناي نظريه گرگ پاتريك 1976 )

1 . واكنش

  • آيا كاركنان آموزش ضمن خدمت را دوست دارند ؟ آيا از نظر كاركنان مفيد بوده و موجب دلگرمي و افزايش تواناييهاي آنان شده است ؟

2 . يادگيري

  • آيا كاركنان مطلب يا مهارت جديد فرگرفته اند ؟

3 . رفتار

  • آيا كارآموزان در انجام وظايف شغلي خود رفتار متفاوتي پيدا كرده اند ؟

4 . نتايج

  • آيا آموزش نتايج مورد انظار را در بر داشته است يا خير ؟

منابع :

1 . ناصر، ميرسپاسي ، مديريت منابع انساني با نگرش جهاني سازي ، انتشارات مير ،چاپ 25

2 . بهزاد، پور آمن ، آموزش نيروي انساني فراگردي پيوسته در افزايش بهره وري سازمانها ، مجموعه مقالات مركز آموزش مديريت دولتي ، چاپ اول

 

مريم علي نژاد

شنبه سی ام تیر 1386 |

تمرينات كاربردي حكمراني مطلوب

تمرينات كاربردي حكمراني مطلوب در سازمانها

منافع خدمات داخلي بدين مفهوم است كه : هيئت مديره مي بايست افرادي آگاه ، فعال و آينده نگر در زمينه اقدامات نيكوكارانه و فعاليتهاي مالي تربيت كند . اگر هيئت رئيسه سازمان بصورت محرمانه يا با اهمال كاري بسيار مديريت كند ، به احتمال زياد داراييهاي موسسه خيريه براي پيشبرد اهداف و تعلقات خاطر شخصي و غير مجاز بكاربرده خواهد شد .

هيئت مديره موفق افرادي هستند كه درباره برنامه هاي سازمان علاوه بر مطلع و حساس بودن بايد با مهارت و تخصص در شرايط بحراني و مقاطع خاص حسابداري و مالي ، پاداش و استانداردها و معيارهاي اخلاقي با مسائل برخوردي صحيح داشته باشند .سازمانهايي كه هيئت مديره خيلي كوچك يا خيلي بزرگ داشته باشند مي توانند وضعيتي گيج كننده داشته باشند . هيئت حاكمه كوچك بطور معمول خواست و علاقه عمومي را ارئه نمي كند و هيئت مديره بزرگ هم ممكن است متوجه اشتباهات سهوي نشود .اگر هيئت حاكمه سازمان خيلي بزرگ باشد ؛ ممكن است در نظر داشته باشد كه كميته اي اجرايي با وكالت در پاسخگويي و مسئوليت پذيري ايجاد نمايد يا حتي يك كميته مشورتي تشكيل دهد.

منافع داخلي سازمان پيشنهاد ميدهد كه ؛ سازمانها به مواردي كه در ذيل آمده شده است دقت و توجه نمايند :

براي متقاعد كردن مديران در پذيرش و شناخت نقش و مسئوليتشان در ترويج تلاشهاي فعالانه در گسترش حكمراني مطلوب تلاشهاي لازم صورت پذيرد . سازماني كه بعضي يا همه اين فعاليتها را پذيرفته باشد بيشتر امكان دستيابي به اهداف خاص و دريافت حمايت عمومي را خواهد داشت :

·        بيان رسالت

·        استانداردها و معيارهاي اخلاقي

·        امور و فعاليتهاي مقرر شده

·        وفاداري خدمتگذاران

·        شفافيت

·        خط مشي هاي جمع آوري كمكهاي مالي

·        حسابرسي مالي

·        فعاليتها و اقدامات پاداشي

·        خط مشي هاي نگهداري اسناد و مدارك

1 . بيان رسالت :

سازمان بايد رسالت تصويب شده خود را به صورت مكتوب به تفصيل شرح داده و اهداف خير خواهانه و خدمات مشاوره اي و فهاليتهاي خود را به عموم معرفي نمايد .

بيانيه رسالتي كه خوب تاليف و نگارش شده باشد ؛ كارها و امور در حال انجام و امور مورد انتظار در آينده نزديك ، تعهدات سازمان نسبت به خدمت رساني به گروه هدف و مكان ارائه خدمات را بصورت شفاف و روشن مشخص خواهد كرد .

2 . استانداردها و معيارهاي اخلاقي و خط مشي هاي صفيرزن :

عموم مردم انتظار دارند كه يك سازمان ( دولتي و غير دولتي ) از اصول و معيارهاي اخلاقي خاصي تبعيت نمايد كه منافع عموم را در نظر بگيرد . هيئت مديره در برقراري اصوا اخلاقي و ايجاد بستر مناسب جهت نفوذ در سازمان و آگاهي دادن به كاركنان سازمان ( موظف و داوطلب ) جهت اجراي اين معيارها در سازمان مسئول مي باشد .

تا زمان اجراي كامل اصول اخلاقي در سازمان هيئت مديره با اجراي سيست تشويق رفتار دلخواه و عدم تشويق رفتار نا مطلوب نحوه اجراي اصول اخلاقي را در سازمان مورد ارزيابي قرار مي دهد .

معيارها و اصول اخلاقي بايد مفهوم جامع مورد قبول جمع بودن را در بر داشته و فرهنگهاي مختلف را مد نظر قرار داده باشد تا اين استاندارد اخلاقي تعيين شده مورد پذيرش همه افراد سازمان قرار گرفته و اجرا گردد.

هيئت مديره در نحوه برخورد با كاركنان بايد سيستي اثربخش را در نظر گرفته و و رويه هايي جهت گزارش روابط مشكوك ونامناسب مالي واندازه گيري منابع مالي حاصل ازكمكهاي مالي و غير مالي اعانه دهندگان را در سازمان ايجاد و پياده نمايد .اينگونه سياستها را گاها تحت عنوان سياستهاي صفيرزنمي نامند .

3 . امور و فعاليتهاي مقرر شده :

مديران سازمان ( غيردولتي و دولتي ) وظايف تعيين شده را بايد با دقت نظر خاصي كه جزئي از نقش كنترلي مدير در سازمان مي باشد بكار گيرند.

شرايط اطمينان :

·   مدير محتاط و محافظه كار معمولا با ترديد حتي در شرايط دلخواه نيز تحت شرايط محيط فعاليت خواهد كرد .

·        در نوع ديگر مدير معقول مطمئن مي باشد كه در سازمان بهترين هدفها دنبال مي گردد.

مديران بايد دقت كنند كه سياستها و خط مشي ها بطور مناسب انتخاب شده باشند تا مدير با كمك اين سياستها وظايف خود را بصورت محتاطانه انجام دهد.

·   فعاليتهاي سازمان ( غيردولتي و دولتي ) و دستيابي به دانش كافي جهت انجام اين فعاليتها در پيشبرد رسالت موسسات و ياري رساندن در دستيابي به اهداف فرعي و اصلي سازمان به يكديگر وابسته اند .

·        درباره شرايط مالي سازمان و فعاليتهاي آگاهي كامل وجود داشته باشد .

·        براي تصميم گيري آگاهانه دقيق و كامل بودن اطلاعات ضروريست .

4 . وفاداري خدمتگذاران :

مديران يك سازمان بخصوص سازمانهاي غير دولتي نيازمند و مرهون وفاداري كاركنان مي باشند .وفاداري در خدمتگذاري بدين مفهوم است كه مدير و كاركنان بر اساس اهداف سازمان كار كنند نه بر اساس اهداف و علايق شخصي مديريت ،افراد يا سازمانهاي ديگر .

به بياني كاملتر براي وفاداري خدمتگذاران  سازمان نيازمند مديري است كه از تعارض اهداف و تمايلات و خواسته هايي كه سازمان را از دستيابي به اهدافش دور مي كند ، جلوگيري نمايد .نهايتا هيئت مديرهبايد سياستي اثربخش را در جهت برطرف برطرف كردن تعارضات بين تمايلات و اهداف را برآورد ، اجرا و ارزيابي نمايد :

·   مديران و كاركنان بايد ملزم باشند كه منحصرا بر اساس خواسته ها و اهداف سازمان فعاليت كنند ، بدون در نظر گرفتن تمايلات و خواسته هاي شخضي خودشان .

·   رويه هاي مكتوب براي اندازه گيري شرايط روابط داخلي ، اهداف مالي و همچنين نتايج وابسته به كسب و كار در تعارضات بين علايق و اهداف فردي و سازماني تاليف گردد.

·   يك روش و دوره اي مشخص از فعاليتها جهت شناخت تعارضات علايق و اهداف روي داده تعيين و اجرا گردد.

مديران و كاركنان بايد ملزم باشند كه وضعيت مالي اهداف و فعاليتهاي مربوط به آن را بطور سالانه و مكتوب گزارش نمايند و هر نوع معامله و دادوستد با موسسات تجاري و اعضا و افراد عضو سازمان را كتبي بر اساس راهنماييهاي فرم 1032 كه راهنماييهاي لازم در زمينه اجراي سياستهاي مناسب تعارضات اهداف را در بر دارد به هيئت مديره گزارش شود.

5 . شفافيت :

ارائه مكتوب و دقيق اطلاعات مربوط به رسالت ، فعاليتها و منابع مالي سازمان ( بخصوص غير دولتي ) به عموم شفافيت سازمان را نشان مي دهد . هيئت مديره بايد بر اساس فرم 990رويه ها و خط مشي هايي را جهت ايجاد اطمينان در مخاطبان سازمان پذيرفته و بر اجراي آنها نظارت نمايد .

اين رويه ها عبارتند از :

·        گزارشهاي سالانه مديريتي

·        صورتهاي مالي سالانه

كه به صورت دقيق و كامل در وب سايت سازمان اعلام شده و در دسترس عموم قرار بگيرد .

6 . خط مشي هاي جمع آوري كمكهاي مالي :

اعانات و كمكهاي دريافتي در يك سازمان غير دولتي منبع مهم حمايت مالي اين موسسات مي باشد .موفقيت در جمع آوري اعانات نيازمند دلواپسيها و تصميمات محتاطانه خاص همراه با صداقت مي باشد . هيئت مديره بايد سياستها و خط مشي هايي جهت ايجاد اطمينان و اعتماد سازي براي درخواست اعانه و كمكهاي مالي و غير مالي از اهداكنندگان را مطابق قوانين استاني و كشوري متناسب با نيازهاي مالي دقيق موسسه پذيرفته ، اجرا و بر اجراي آن نظارت نمايد .

سازمانهاي غير دولتي بايد با مسئوليت پذيري و صداقت و بكارگيري سياستهاي خاص منابع تامين كننده مالي خود ( اعانات دريافتي ) را حفظ نمايند . اعانات دريافتي بايد در محل تعيين شده و مناسب بكار برده شوند تا نتيجه اي درخشان در بر داشته باشند و ضمنا هنگام مصرف اعانات همواره بايد نظارت صورت گيرد .

7 . حسابرسي مالي :

مديران بايد ناظري دقيق براي مصارف منابع مالي سازمان باشند . يك سازمان بايد مطابق با بودجه تعيين شده سالانه كار كند .هيئت مديره بايد اطمينان يابد كه منابع مالي براي پيشبرد اهداف تعيين شده و تصويب شده سازمان بطور كامل و دقيق صرف گردد. فرم 990 شامل موارد قانوني دريافت و مصرف منابع مالي از شروع تا پايان سال مالي ، گزارشات حسابرسي و كميته حسابرسي داخلي است كه راهنمايي مناسب براي اين امر مي باشد .

اگر سازمان داراي داراييها و در آمد سالانه قابل توجهي مي باشد ، هيئت مديره آن بايد اطمينان يابد كه حسابرس مستقلي بطور سالانه موسسه را حسابرسي نمايد هيئت مديره مي تواند با ايجاد يك كميته حسابرسي داخلي بر حسابرسي سالانه نظارت و كنترل داشته باشد .اعضاي گروه حسابرسي بايد بطور دوره اي تغيير كنند تا از ديدگاه هاي جديد و دقيق به صورتهاي مالي اطمينان حاصل گردد .

 سازمانهاي غير دولتي كه داراييهاي كمتر يا درآمد سالانه محدود دارند، هيئت مديره بايد با بكاگيري يك حسابرسي سالانه توسط حسابرسان مستقل كه گواهي معتبر دارند از وضعيت مالي سازمان اطمينان حاصل نمايد .

در موسسات و سازمانهاي بسيار كوچك غير دولتي كه متشكل از داوطلبان مي باشند ؛ بازديد اطلاعات مالي و كارهاي انجام گرفته كفايت مي كند . براي مثال معامله داوطلبانه بين دو سازمان كاملا مشابه از نظر هدف و وظايف كه از منابع مالي اصلي بدون هزينه بالا و به درستي و همراه با امانتداري انجام مي گيردبررسي اطلاعات مربوط به كارهاي انجام شده  كفايت مي كند .

8 . فعاليتها و اقدامات پاداشي :

يك سازمان غير دولتي براي خدمات ارائه شده و كارهاي انجام شده كاركنان نبايد بيشتر از حد معقول پاداش بپردازد . همچنين نبايد به اعضاي هيئت مديره پاداشي فراتر از هزينه جبران خدمات كه در نظر گرفته شده است پرداخت شود .

پاداش مديران بايد به اندازه مبلغ تخصيص يافته توسط كميته اجرايي كه از موسسه پاداش و دستمزد دريافت نمي كنند و تمايلات شخصي در تعيين مبلغ پاداش ندارند باشد .سازمان غير دولتي ممكن است براي خدماتي كه توسط دفتر داران و كارمندان صورت گرفته است پاداشي معقول پرداخت نمايد .در اندازه گيري معقول پاداش ، يك سازمان غير دولتي ممكن است بخواهد بر مبناي تست جبران خدمت بخش 4958 از دستورالعملهاي در آمد داخلي قسمت 5349586 آيين نامه خزانه داري عمل كند .

9 . سياستها و خط مشيهاي نگهداري اسناد و مدارك :

يك سازمان غير دولتي كارا سيستي مدون بر مبناي استانداردها براي امانتداري در نگهداري و تخريب و انهدام اسناد را پذيرفته و اجرا خواهد كرد . سياست نگهداري اسناد بايد شامل استانداردها و دستورالعملهاي راهنما و اداره الكترونيكي پرونده هاي بايگاني شده باشد . اين سياستها بايد شامل پشتيباني روند اجرايي و مالي فعاليتها ، بايگاني كردن اسناد و بازرسي منظم و همچنين قابليت اعتماد سيستم باشد . براي اطلاعات بيشتر نشريه شماره 4221IRS ( راهنماي پذيرفته شده 501(C) 3 سازمانهاي معاف از ماليات ، قابل دسرسي در سايت IRS ) مراجعه نماييد .

 

 

 

 

 

 نويسنده و مترجم : مريم علي نژاد

چهارشنبه بیستم تیر 1386 |

حكمراني مطلوب چيست ؟

 

حكمراني مطلوب چيست ؟

مقدمه :

اخيرا عبارات حكمراني و حكمرا ني مطلوب در ادبيات پيشرفته بسيار بكار برده مي شود .حكمراني بد به عنوان ريشه اصلي تمام زيانها ي ايجاد شده در جوامع مورد ملاحظه قرار گرفته است . اهداكنندگان بزرگ و موسسات مال بين المللي مبناي كمكها و وامهاي خود را شرايطي كه اطمينان از تعهد انجام حكمراني مطلوب قرار داده اند . اين مقاله سعي دارد تا حد ممكن به زباني ساده بگويد كه :

حكمراني و حكمراني مطلوب به چه معناست .

حكمراني :

مفهوم حكمراني جديد نيست . اين واژه به اندازه تمدن بشر قدمت دارد . بطور ساده حكمراني يعني ك فرايند تصميم گيري و پردازش كردن اينكه كداميك از تصميمات اجرا شوند يا اجرا نشوند .

حكمراني مي تواند در زمينه هاي بسياري از جمله حكمراني شركتها ، حكمراني بين المللي ، حكمراني ملي و حكمراني محلي بكار برده شود . هنوز حكمراني پردازش كردن تصميم گيري و اينكه كدام تصميم اجرا گردد مي باشد . يك تجزيه و تحليل از حكمراني بر روي مدعيان رسمي و غير رسمي متمركز شده و وارد مبحث تصميم گيري و اجراي تصميمات گرفته شده وساختارهاي رسمي و غير رسمي بكار گرفته شده براي انجام و اجراي تصميمات شده است .

كنترل كردن يكي از اجزاي حكمراني است . عناصر و اجزاي ديگر حكمراني به سطوح حكمراني كردن كه درباره آن بحث خواهيم كرد بستگي دارد .در فضاي روستايي براي مثال ديگر عوامل كه ممكن است داراي قدرت و نفوذ باشند ؛

·       انجمنهاي كشاورزان

·       تعاونيها

·       سازمانهاي غير دولتي

·       موسسات تحقيقاتي

·       رهبران مذهبي

·       بخشهاي تعيين كننده سيستهاي موسسات مالي

·       موارد مشابه نظامي و ...

شرايط در فضاي شهري بسيار پيچيده است . شكل 1 ارتباطات بين جزئيات حكمراني شهري را ارائه كرده است . در سطح ملي علاوه بر جزئياتي كه در بالا گفته شد ؛

·       رسانه ها

·       مبلغان پارلماني

·       اهداكنندگان بين المللي

·       شركتهاي چند مليتي

جزئي از آنها مي باشند كه ممكن است در تصميم گيري يا پردازش تصميمات گرفته شده تاثير بگذارند .

تمام عوامل و عناصر ديگر حكومت و نظام به عنوان قسمتي از جامعه گرد هم آمده اند ، در بعضي كشورها علاوه بر جامعه مدني ، اتحاديه ها ي سازمان يافته هم بعنوان بخشي از فضاي شهري در سطح ملي بر روي تصميم گيري تاثير مي گذارند . ساختار حكومتي رسمي همانند همان تصميمات است كه گرفته شده و اجرا مي شوند . در سطح ملي ساختارهاي رسمي تصميم گيري همانند كابينتهاي آشپزخانه مي باشد يا بصورت رايزنيهاي رسمي ممكن است باشد .

در فضاي شهري اتحاديه هاي سازمان يافته بزهكاري همانند گروه مافيا ممكن است روي تصميم گيري تاثير بگذارند ، در بعضي فضاهاي روستايي خانواده هاي قدرتمند محلي ممكن است تصميم گيري كنند يا روي آن تاثير بگذارند . اينگونه تصميمات رسمي اغلب نتيجه كارهاي خرابكارانه يا رهبري امور خرابكارانه مي باشد .

حكمراني مطلوب :

حكمراني مطلوب 8 فاكتور مهم دارد :

·       مشاركت

·       توافق عمومي

·       جوابگو بودن ( پاسخگويي مالي )

·       شفافيت

·       پاسخگويي

·       كارآيي و بهره وري

·       تساوي حقوق در برابر قوانين

·        مشمول شدن و تبعيت از قوانين و مقررات

اين عوامل موجب اطمينان از كاهش يافتن انحرافات مي گردد ، عقايد و نظرات كنترل كنندگان در گزارشات آورده مي شود و صداي اغلب افراد آسيب پذير در جامعه در تصميم گيري شنيده شده و در آن لحاظ مي گردد .

مشاركت :

مشاركت مردان و زنان كليد اساسي حكمراني مطلوب مي باشد . مشاركت مي تواند از طريق ميانگين رسومات مشروع و عرف يا از طريق نمايندگان هدايت شود . اين مسئله مهم است كه دقت گردد : دموكراسي ارائه شده مهم نيست بدين مفهوم كه وابستگيها و نيازهاي اغلب اقشار آسيب پذير در جامعه ، در تصميم گيري مورد توجه قرار گيرد . مشاركت نيازمند آگاه سازي و سازماندهي است . بدين معنا : رهايي از وابستگي  و تجلي بصورت يكدست و منسجم يك جامعه و سازماندهي شده بر مبناي همه موارد .

قوانين و مقررات :

حكمراني مطلوب نياز مند حق انتخاب منصفانه و قانوني مي باشد كه بصورت بيطرفانه اجرا گردد . همچنين نيازمند حمايت همه جانبه از حقوق انساني ، بخصوص نظارت آنها مي باشد . اجراي بيطرفانه قوانين نيازمند استقلال قضايي و بيطرفنه و منحرف نشدني نيروي پليس مي باشد .

شفافيت :

شفافيت يعني اينكه ، تصميمات گرفته شده ، بيطرفانه و منصفانه بوده و توسط راه و روشي كه قوانين و مقررات را دنبال مي كنند اجرا گردند . همچنين بدين مفهوم نيز مي باشد كه اطلاعات بطور آزادانه در دسترس بوده و دستيابي به آنها مستقيما و بدون درنگ صورت گيرد تا افرادي كه قرار است تحت تاثير اين تصميمات واقع شوند ، بطور كامل از آنها مطلع گردند. همچنين بدين معنا نيز مي باشد كه اطلاعات كافي تهيه شده و بصورت فيلم و نوشته صريح و قابل درك براي عموم ارائه گردد .

پاسخگويي :

حكمراني مطلوب نياز مند است كه شركتها و فرايندها تلاش كنند تا در زمان مورد نياز پاسخ سهامداران خود را ارائه دهند .

(نمودار 2)

توافق عمومي :

در خواستها و ديدگاههاي بسياري در جامعه وجود دارد . حكمراني مطلوب نيازمند ميانگيني از در خواستهاي متفاوت در جامعه براي دستيابي به توافق عمومي در اجتماع بر روي بهترين در خواست براي عموم و چگونگي رسيدن به آن مي باشد .

همچنين نياز مند يك هدف و در انديشي درباره آنچه براي توسعه انساني مناسب ، مورد نياز است و چگونگي دستيابي به اهداف توسعه اي مي باشد .اين مسئله مي تواند نتيجه آگاهي داشتن در زمينه هاي تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي جامعه يا اجتماع معين باشد .

تساوي و مشمول شدن :

جامعه خوب وابسته به اعتماد به همه مي باشد . اعضاي جامعه احساس مي كنند كه آنها داراي سهم در جامعه هستند و نبايد احساس نمايند كه از مسير اصلي جامعه مستثني شده اند .

همه گروهها بخصوص بيشتر اقشار آسيب پذير فرصتهاي براي بهبود يا نگهداري شرايط خوب خود دارند .

كارايي و بهره وري :

حكمراني مطلوب به معني فرايندها و رسمهاي ايجاد كننده نتايجي است كه مناسب نيازهاي جامعه هنگام بكارگيري منابع در اختيار مي باشد . اصل كارايي در زمينه حكمراني مطلوب بكارگيري مناسب منابع طبيعي را پوشش داده و از محيط زيست حمايت مي نمايد .

جوابگو بودن ( پاسخگويي مالي ) :

پاسخگويي مالي نياز كليدي حكمراني مطلوب است . نه تنها سازمانهاي دولتي بلكه حتي بخش سوم و سازمانها و نهادهاي مردمي هم بايد در برابر جامعه و سهام داران خود جوابگو باشند .

سازمانيكه در برابر تغييرات مربوط به تصميمات گرفته شده يا عملياتهاي انجام گرفته داخلي و خارجي سازمان يا موسسه پاسخگوست . بطورمعمول يك سازمان يا موسسه در برابر كسانيكه از تصميمات يا فعاليتهاي آنها تاثير مي پذيرند پاسخگو هستند .جوابگو بودن نمي تواند بدون شفافيت و قوانين و مقررات ، بيطفانه و عادلانه باشد .

نتيجه :

از بحث بالا بايد مشخص شده باشد كه حكمراني مطلوب يك ايده آل است كه دستيابي به آن در نهايت مشكل مي باشد . جوامع و كشورهاي بسيار كمي توانسته اند به حكمراني مطلوب نزديك شده يا به آن دست يابند .

در هر حال ، براي اطمينان از توسعه مناسب انساني ، فعاليتها بايد در جهت اين ايده آل بوسيله ارزيابي و رهبري براي دسيابي به آن بطور واقعي صورت پذيرند .

 

 

 

 

 نويسنده : مريم علي نژاد

چهارشنبه بیستم تیر 1386 |

تفاوتهاي مديريتي در سازمانهاي غير دولتي

 

 

تفاوت مديريت سازمانهاي غير دولتي در كشورهاي در حال توسعه ( جهان سوم )

 

نويسنده مقاله : آلن فاولر

در دهه اخير مقالات زيادي نگاشته شده است و مطالعات بسياري بر روي تجزيهو تحليل و بهبود مديريت سازمانهاي غير دولتي از جمله در سطح اجتماعي و اقتصادي در جهان سوم صورت گرفته است . به طور متناوب بر روي مباحثي از جمله :

الف ) سكوت سازمانهاي غير دولتي در پذيرش مشكل مديريتي در اينگونه سازمانها

ب ) فنون و روشهاي مديريتي كه در سازمانهاي ديگر تجاري و دستگاههاي دولتي در كشورهاي غربي بكار برده مي شود كه مرتبط با سازمانهاي غير دولتي نمي باشند .

كارگاهها و دوره هاي آموزشي درباره NGO ها ، قواعد مديريتي نگاشته شده درباره سازمانهاي غيردولتي در مجلات و نشريات مرتبط به اين مسئله كه  NGO ها اكنون نياز به بهبود مديريت موثر را درك كرده و آنرا پذيرفته اند ، اشاره دارند .اين مقاله به اين سوال كه موارد خاص درباره مديريت سازمانهاي غير انتفاعي (غير دولتي ) ، سازمانهاي ارزشي فعال در زمينه توسعه اجتماعي چه چيزهايي مي باشد ؟ پرداخته است .بسياري از پيشرفهاي مديريتي و خدمات آموزشي ( مقالات و كتب ) در دسترس براي سازمانهاي غير دولتي بر اساس تجربيات حاصل از عملكرد سازمانهاي مشابه در كشورهاي پيشرفته (شمالي ) مي باشد . درست است كه سازمانهاي غير دولتي اين سوال را از خود بپرسند كه : كدام تئوري و نظريه براي آنچه كه هستيم ، جايي كه هستيم و آنچه كه انجام ميدهيم مناسب مي باشد ؟

اما سازمانهاي غير دولتي براي پاسخ دادن به اين سوال مشكل دارند زيرا كه آنها نميتوانند به راحتي تفاوتهاي بحراني ميان خود و سازمانهايي كه هدفشان توسعه اجتماعي و اقتصادي در جهان سوم مي باشد و ديگر سازمانهايي كه هدفشان سود آوري يا گسترش در سطح بين المللي است را دريابند . سازمانهاي غير دولتي ندرتا تفكري روشن از امتيزات و تقاضاهاي مهم مديريت ميان خود و انواع ديگر سازمانها دارند . در نتيجه سازمانهاي غير دولتي به سختي مي توانند تصميم بگيرند كه كدام نوع مديريت براي بهبود و نهايتا چگونگي پيشرفت مديريتشان مناسب مي باشد .

تا زمانيكه تئوريهاي مديريت خيريه اي مي تواند كمك روشني باشد كه در بعضر كتب منتشر شده اند ، من معتقدم كه اغلب تلاشهاي توسعه اي سي ساله مبنايي براي تشخيص تفاوتهاي مهم مديريت سازمانهاي توسعه اجتماعي با ديگر سازمانهاي تجاري ايجاد نموده است . تجزيه و تحليل تفاوتهاي بين سازمانهاي بازرگاني و دولتي و غير انتفاعي مي تواند به

الف ) تعيين روشهاي مناسب بهبود مديريت سازمانهاي غير دولتي

ب ) تعيين خدمات مديريتي در دسترس كه مناسب سازمانهاي غير دولتي مي باشند

پ ) ايجاد بينش و خود باوري بيشتر در مباحثي پيرامون توانايي و عدم توانايي الگو گيري از موارد مشابه در سازمانهاي تجاري و دولتي در كشورهاي پيشرفته (شمالي ) ، كمك بسياري رساند .

با تمركز بيشتر روي خدمات سازمانهاي غير دولتي از جمله پيشرفتهاي اجتماعي ، اقتصادي روستايي در كشورهاي پيشرفته ، اين مقاله سعي دارد تا دلايل تفاوت مديريت اين سازمانهاي غير انتفاعي با ديگر انواع سازمانها را بررسي نموده و آنها را بيان نمايد . چهار عامل كه اين تفاوتها را ايجاد كرده اند عبارتند از :

اول : رابطه ميان توليد كنندگان و مشترياني كه سازمان بدست مي آورد

دوم : روابط محيطي سازمان

سوم : منابع مالي سازمان

چهارم : تفاوت در آيين نامه عملكرد سازماني در برخورد با مشتريان

خوشبختانه با دانستن تفاوتهاي سازمانهاي غير دولتي در زمينه هاي مذكور موقعيتي بهتر در تصميم گيري چگونگي كاربرد بهبود تواناييهاي مديريتي اين سازمانها براي انتخاب روشهاي پيشنهادي و مهمتر از آن درك بيشتر موارد كاربردي علوم مديريتي در سازمانهاي غير دولتي حاصل خواهد شد .

رابطه بين توليدكنندگان و مشتريان :

همه سازمانها به يك هدف فعاليت مي كنند ؛ دستيابي به توليد يا ايجاد چيزي . هر چند نوع رابطه بين توليد كنندگان و مشتريان با تفاوت فاحش سازمانهاي توليدي و بازرگاني با دولتي و آژانسهاي توسعه اي ، تقاضاي مديريتي متفاوتي ايجاد مي نمايد . در شركتهاي تجاري بطور معمول كارمندان كاملا تحت نظارت و كنترل مدير فعاليت مي كنند . آنچه به عنوان توليد ، چه كالا و چه خدمات به مشتري فروخته مي شود بر مبناي ميزلان خريد مشتري تعيين مي گردد كه مناسب توليد مجدد مي باشد يا خير .

خريداران پول مي پردازند ، مالكيت بدست آورده و معمولا اينجاست كه رابطه بين مشتري و سازمان پايان مي يابد . توليد فروخته شده و كاملا به مشتري واگذار مي گردد . تعامل بين مشتري و سازمان بر مبناي فروخته شد مي باشد كه بر پايه داد و ستد بوده و بيشتر اوقات زود گذر مي باشد .

ميزان كنترل تعيين شده يك مدير شامل مشتري نمي شود بلكه شامل مراحل توليد در داخل سازمان مي باشد . سازمانهاي دولتي كارمنداني تحت عنوان مستخدمين اجتماعي و مشترياني تحت عنوان شهروندان دارند . براي مشتري يك سازمان دولتي محصولات عبارتند از :

قوانين ، امنيت ، ارزش پولي ، طرحها و نقشه هاي بلند مدت ، خذمات رفاهي و اجتماعي ، طرحهاي عمراني و زير بنايي ، كنترلهاي قانوني و اجراي آنها .

دوباره مستخدمين اجتماعي و مشتريان مجزا از يكديگرند ، اما تحت اهميت اصلي مشتري بطور معمول در تركيبي از چيزي كه محصولات دولتي مي باشند . براي مثال ، كشاورزان آفريقايي اغلب نياز به دستيابي به اهداف دولتي در محصولات كشاورزيشان بوده و تنها به قيمت ثابتي در بازار كه توسط دولت تعيين گرديده محصولات خود را به فروش مي رسانند . بنابراين در شرايط حقيقي مشتريان سازمانهاي دولتي در عين كارمند نبودن ملزم به توليد و خريد محصولات سازمانهاي دولتي مي باشند . روابط بين مشتري و دولت اغلب ثابت و اجباري مي باشد .

مقارنه شهروندي و مشتري بودن از يكسو و توليد كننده بودن از سوي ديگر ايجاد تعديل و قدرت و اعتبار را ممكن ساخته است .

اينجا حيطه كنتذل خدمتگذاري اجتماعي مشتري بودن را احاطه كرده و بعلت روابط اجباري تحميل شده بوسيله وظايف قانوني و مراحل توليد هم در درون و هم در بيرون موسسه اجتماعي مي باشد . تجربه نشان داده كه مردم عوام ، كساني مي باشند كه پيشرفت را خودشان ايجاد مي كنند نه سازمانهاي غير دولتي و اعضاي آنها . مردم عوام بايد فرايندهاي توسعه اجتماعي و فوايدش را در صورت تحمل و شكيبايي خود بوجود آورند . اين حقايق امر مي كند كه سازمانهاي غير دولتي با مشتريان بعنوان توليد كنندگان حقيقي محصول سازمان رابطه برقرار مي كنند . ( به رسميت شناختن مشتري و توليد كننده در قالب يك نفر )

بنابراين برتري يك سازمان غير دولتي در ادامه يافتن مرزهاي سازماني آنست ، فراتر از سازمان تا انجمنها و اجتماع . بعلت اينكه فرايند توليد بوسيله مردم صورت مي گيرد ، آنهم در بيرون سازمان . بر خلاف موسسات بازرگاني ، مديران سازمانهاي غير دولتي بايد بعنوان توليد كننده / مشتري را آورده و تنها تواناييهاي آنان از طريق محاوره و مذاكره به عرصه ظهور برسانند . هر چند درگيري يك سازمان غير دولتي با مشتريان در توسعه اجتماعي آنهاست كه آني و زود گذر نيست ، ولي نبايد پايدار باشد البته اگر از ايجاد وابستگي اجتناب گردد .

بطور خلاصه در موسسات تجاري ، مشتري و توليد كننده از يكديگر منفك بوده و تعامل موقتي بر پايه دا و ستد بنيان گرديده است . در موسسات دولتي ، يك شهروند هم مي تواند مشتري باشد و هم توليد كننده و رابطه بر اساس كنترل تعريف شده است ، اما در سازمانهاي غير دولتي مشتريان خود توليدكنندگان هستند و تعامل موقت بر پايه مذاكره بنا شده است .

 

روابط با دنياي خارج از سازمان :

سه نوع سازمان بازرگاني ، دولتي و سازمانهاي غير دولتي تمايل به پذيرش خط مشي هاي مشخص باي رابطه با محيط خارجي خود دارند .

براي محافظت خودشان در برابر شرايط ناسازگار در دنياي خارج از سازمان موسسات بازرگاني دو دستور العمل مهم را بكار ميبرند :

اول : آنها تلاش دارند تا خود را با مجزا كردن خود از محيط از تاثيرات محيط خارجي ، در جهت بدست آوردن سود آوري بالاتر و حفظ سيستم توليد پيوسته و منسجم سازمان را محافظت نمايند .

ايجاد سپر سهامي ، در برابر قرار دادهااز طريق تهيه كنندگان بيمه پول به ميان نهاده و مذاكره بيش از اعتبار حواله كرد بانك جهت حمايت و پشتيباني از جريان وجه نقد معمولا در سازمانهاي بازرگاني كه تلاش دارند تا فرايند توليد را مجزا كنند بكار گرفته مي شود .

دوم : سازمانهاي تجاري سعي مي كنند تا شرايط دنياي خارج و تاثير آن بر رئي سودشان را بصورت نرمال از طريق تبليغات يا خريد سهم ديگر رقبا يا دستكاري بازار حفظ نمايند . آنها تلاش مي كنند تا بازاري با شرايط مناسب براي محصولات خود ايجاد كنند و براي اينكار پول زيادي صرف مي كنند .

سازمانهاي دولتي از سوي ديگر قدرت ايجاد محيط داخلي منحصر به فرد خودشان دارند . قوانين و مقررات ، معيارها ، ماليات ، سهميه ها ، برنامه ريزيها ، تشويقات وابزار قدرتي كه در اختيار سازمانهاي دولتي مي باشد. از ابتدايي ترين خطي مشي هاي سازمانهاي دولتي در برابر دنياي خارج سازمان معمولا يكي از قوانين و كنترلهاست .تا درجه ايكه يك سازمان دولتي سعي مي كند تا با نظارت از جنبه اقتصادي ، اجتماعي وتغيير دادن فرهنگ زندگي ، كنترل و قانونگذاري در زمينه ديدگاه و طرز تلقي كه از دنياي خارج سازمان دارند بر آن كنترل داشته باشند . مديريت دروني و بيروني بر اساس قدرت مشروع سازماني خود بصورت دلخواه مراحل مردم سالاري عمومي را هدايت مي نمايد .

آژانسهاي تعيين معيار توسعه بندرت ابزار قانوني كنترل را در اختيار دارند . بعلت اينكه مشتريان در واقع خود توسعه را بوجود مي آورند ، سازمانهاي غير دولتي بايد در جستجوي تكميل خود با كمك محيط بيروني باشند . بصورت معمول از طريق مذاكره و محاوره با انجمنها . طبيعتا دستيابي به توسعه اقتصادي و اجتماعي بوسيله بخش غير دولتي به معناي سازمانهاي غير دولتي است كه بايد در مقابل سازمانهاي دولتي عمل نمايند . آنها بايد شنوا بوده ، پاسخگو باشند ، پذيرا و جذب كننده عوامل محيطي موثر باشند . قابليت خاص سازمانهاي غير دولتي براي مديريت اين عوامل محيطي بسيار ضروري است .

مغايرت و تقبل بين سه نوع سازمانها در روابط محيطي آنها در نتيجه مجزا سازي يا دستكاري ،اختيار يا كنترل مشروع ، يا مذاكره و اتحاد با عناصر مختلف جامعه مي باشد .

منابع سازماني :

سه مرز مهم بين سازمانهاي تجاري ، دولتي و غير دولتي منبع مالي است كه آنها براي انجام وظيفه و حفظ بقاي خود به آن  نيازمندند . موسسات تجاري منابع خود را از مشتريانيكه در قبال كالا يا خدمات دريافتي پول مي پردازند تهيه مي كنند . مشتري و منبع به همديگر وابسته اند .

در موسسات دولتي منابع از طريق مردم از ماليات و پرداخت مالي آنها براي برخي از خدمات كه دريافت كرده اند فراهم مي كند . باز هم مشتري و منابع به يكديگر وابسته اند .

سازمانهاي غير دولتي براي منابع مالي نياز مند ماموريت و هدايت آن از روشهاي مختلف مي باشند . از طريق اهداكنندگان و ندرتا از طريق مشتريان منابعمالي تهيه مي گردند.مشتري و منابع سازماني از يكديگر منفك مي باشند . اين حقيقت كه مشتري خدمت دريافت مي كند و منبع وجوه مورد نياز سازمانهاي غير دولتي نمي باشد تا وظايف خود را انجام داده و بقيا سازمان را حفظ نمايند . دليل مهم تفاوت مديريت بين سه نوع سازمان همين مسئله مي باشد . اين جدايي ياد آور اين مسئله برجسته مي باشد كه دارايي مي تواند مبع دلايل بسياري از نظر كاربرد منابع همچون نقشهاي بحراني در بهبود سازمان و عملكردهاي آن باشد نيست . براي مثال مديريت و نحوه اجراي آن بوسيله سازمانهاي غير دولتي كه منابع از مشتريان منفك مي باشد با مسائلي همچون گوناگوني ، تعارض ، پاسخگويي ، رواج نامناسب هدايت خدمات ،نگهداري هميشگي خدمتگذاري ، عدم علاقه مندي به تغيير تقاضا ، ترجمه درخواست و نياز مشتري به دنياي اهداكنندگان و رشد حكمفرمايي سازمان غير دولتي بوسيله تامين كردن در عوض نياز مشتريان روبرو مي باشد .

نظارت بر اجرا :

توضيحات نامشابه بالا بر روشي كه سازمان عمل مي كند و مي تواند آنرا ارزيابي كرده و با مشتري تنظيم نمايد . بازخورد رضايت مشتري در سازمانهاي تجاري مستقيم است و معمولا سريع مشخص مي شود . ضرر ناشي از فروش پيام بسيار خوب و روشن به سود مورد تقاضاي سازمان است كه گاهي اوقات اشتباه مي باشد .

توانايي شهروندان در نشان دادن رضايت يا عدم رضايت به دولت مي تواند سريع باشد بخصوص بطور شايع و گسترده . براي مثال بصورت اعتراض عمومي يا ساختار يافته تر بصورت نافرماني گسترده اجتماعي مثلا گريز از ماليات در مقياس بزرگ . در بلند مدت ، احساس مردم درباره عملكرد دولت مي توند مرتبط با گزينش فرايندها باشد البته در جاييكه عدالت وجود داشته باشد . در هر حال معمولا چنين معيارهاي عملكردي بيان غير مستقيم نحوه عملكرد مي باشد . زمان زيادي براي تغيير موثر ديوانسالاري به مردم سالاري و معمولا كاهش اجراي حكومت مستقل (صرف) گرفته مي شود صرف مي گردد.

قدرت مشتريان براي تهيه بازخورد از طريق سازمانهاي غير دولتي به اهداكنندگان حتي در بهترين شرايط نيز مشكل مي باشد . در هر حال اغلب از آن ممانعت بعمل مي آيد ، بخصوص وقتي مشتري در مكان ديگر مقيم (ساكن ) باشد . در اين امر هر تغيير منظمي در نيروي مصرف شده از ميزان برآورد شده به سمت سود از فعاليتهاي يك سازمان غير دولتي تهيه كننده حقيقي منابع سازمان غير دولتي از طريق اعتماد سازي است . اهداكنندگان بسيار محدودند البته اگر موجود نباشند .

از اينرو ارزيابي عملكرد سازمانهاي غير دولتي و تنظيم آن از طريق بازخورد مشتري براي تهيه كننده منابع بندرت قابل انجام مي باشد . ارزيابي نمي تواند بطور كافي ( و شايسته ) عملكرد را برآورد نمايد . اما هنوز هم ابزار يست كه بيشترين كاربرد را در ارزيابي و تخمين عملكرد سازماني داراست . سازمانهاي غير دولتي بايد مكانيسمهاي ديگري براي تهيه اين ارزيابي عملكرد ايجاد نمايند . همه اين مقدمات براي نشان دادن يك مجموعه از ارزشهاست كه براي وجود يك سازمان غير انتفاعي ، منطقي و بنيادي مي باشند . ارزشها حياتي هستند زيرا كه آنها نيازهاي انگيزاننده جهت هويت بخشي ، هدايت و وحدت كاركنان نيازمند كاراثر بخش و تعيين وظايفي است كه بايد حكمفرما باشند ، مهارتهاي مورد نياز ، برابري بين اعتماد و نظارت ، چه كسي مي تواند تصميم گيري كند و در چه سطوحي ، محدوديتهاي برنامه ريزي ، نحوه پاسخگويي و ميزان توانايي ، چگونگي  توسعه و گسترش و اينكه چه كساني فرايندها را تغيير مي دهند ، مي باشد .

اين تقبلات و مغايرتها ، به علاوه تفاوت در سيستمهاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي در كشور هاي جهان سوم ، همگي به رقباي يگانه براي بهبود مديريت اجتماعي ، اقتصادي سازمانهاي غير دولتي تبديل شده اند كه قصد دارند تا به داوطلبان و فقرا منفعت برسانند . سازمانهاي غير دولتي بايد به آژانسهايي كه در حال حاضر شروع به پيشنهاد كمك به آنها كرده اند تا موثرتر و كارآرا تر باشند از ديد و منظر يك فرصت بنگرد . آنها بايد تلاش كنند تا تجربيات كسانيكه از اين كمكها استفاده كرده اند را بدست آورند . به نظر مي رسد ، براي مثال كاربرد اين روشهاي بدست آمده مديريتي بوسيله سازمانهاي غير دولتي كشورهاي جنوبي ممكن است مناسبتر از سازمانها يشمالي باشد . تلاش براي دستيابي به مديريت سازمانهاي غير دولتي از طريق پذيرش سريع و راحت و بكارگيري روشها و برنامه ها ي انواع ديگر سازمانها كه در كشورهاي غربي واقع شده اند بدست آمده است محدود مي باشد . تفاوتها شامل مسائل بسيار مهمي مي باشد . زمان آن رسيده است كه وضعيت توسعه خرد اجتماعي ، اقتصادي بوسيله بخش سوم در جهان سوم اصلاح گردد .

ضروريست كه سازمانهاي غير دولتي درباره تجزيه و تحليل فعاليتهايشان روشهاي بيشتري ياد بگيرند . براي بكارگيري منظم تر اولويت بالاتر در تخصيص داراييها براي سازمانهاي غير دولتي از طريق خود ارزيابي و سهيم شدن در تجربياتي كه موسسات مشابه قبلا داشته اند ، مي باشد .

بسيار قابل توجه است كه در هر حال بزرگترين فرصت براي ذينفعاني است براي بهبود كارآيي سازمانهاي غير دولتي و ايجاد ديد گاه ارزشي در جامعه آينده ، از طريق هدايت عملكرد سازمانهاي غير دولتي فقير به عنوان مسير نيل به آن در زمان حال مي باشد .

 مترجم : مریم علی نژاد

چهارشنبه بیستم تیر 1386 |

report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting > Stats Maker